زینب جبل الصبر

ق ن۱:دیروز صبح سحر ساعت حدود ۹ یه خانمی زنگ زد و تند تند یه مطلب را برام خوند که چون خواب بودم فک کنم از یه فرهنگسرا بود و می گفت مسابقه وبلاگ نویسی برای محرم ظاهرا دارند و آدرس سايت داد.

ق ن۲:دیشب یاد سال گذشته افتادم که این چند روز در چه بهشتی بودیم. يادم اومد پارسال هر روز آپ مي كردم.گفتم امسال هم بي نصيب دعاي حين گريه هايتان نباشم.

اونجا بین خیمه گاه و تل زینبیه یاد این مطلب بودم که حالا براتون می یارم. 

1. الانسان حريص علي ما منع

2. 8 سال پيش با داييم رفته بوديم باشگاه نهاد رياست جمهوري

اونجا چندتا از وزرا و معاونين ريئس جمهور بودند.

برام خيلي جالب بود كه با خانواده هاي اين آدما آشنا بشم.

ببينم پسراشون تيپشون چطوريه

وضعيت حجاب دختر و همسراشون چطوره!!

3. در روايت است وقتي كه حضرت عشق از مكه عازم كوفه شد، كجاوه ايي آوردند براي زينب كبري

اباالفضل العباس شمشير از نيام درآورد و فرياد زد "خذ ابصاركم..."

4. وقتي علي اكبر(ع) عزم جنگ كرد، در این هنگام اهل حرم و همه‌ی بستگان دورتا دور ایشان را گرفتند و می‌گفتند: «اِرحَم غُربَتَنا لا طاقَهَ لَنا علی فراقِک» به غربت ما رحم کن علی جان که ما را بر فراق تو طاقت نیست.

5. وقتي علي اكبر عربا عربا شد در لحظات آخر بانگ برآورد که«يا اَبَتاه عَلَيْكَ مِنّيِ السًّلامُ، هذا جَدّي رَسُولُ الله يَقْرَئُكَ السَّلام وَ يَقُولُ: عَجّلِ الْقُدُومَ اِلَيْناو شَعِقَ شَهقَهَ فارِق الدنیا»
یا ابتا، این جدّمان رسول خداست.بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: به سوی ما شتاب کن.

مگر مي شود جايي پيامبر و امام حسين باشند و زينب كبري نباشد؟

لذا جبل الصبر از خيمه به سمت مقتل علي دويد.

مجلسی در بحار، می گویند: که حمید ابن مسلم گفت: (کَأنّی أنظُرُ إلی إمرَأةً خَرَجَت مُسرِعَتاً کَأنَّهَ الشَّمسُ الطالِعَة) زنی را دیدم با سرعت از خیمه ها بیرون دوید، عین خورشید درخشان، فریاد می زد، ناله می کرد و می گفت: (یا حَبیبا، یا ثَمَرَةَ فُؤادا، یا نورَ عَینا) پرسیدم این کیست؟ گفتند: زینب دختر امیرالمؤمنین است. (فَأخَذَ بِیَدِها) حسين دست خواهر را گرفت، (فَرَدَّها إلی الفُسداد) به خیمه برگرداند.

بنظرم آنجا بود كه احيانا براي اولين بار كوفيان جرات كردند زينب را با انگشت به يكديگر نشان دهند

و بگویند دختر علي اينها

نگا

اين همونه كه يه عمر(55 سال) سوال شده بود برامون كه چه هيبتي داره!!

من از توصيفي  كه حميد ابن مسلم از زينب كبري نقل مي كند كه مي گويد "الشَّمسُ الطالِعَة" مي فهمم كه هنوز جبل الصبر روبنده بر صورت داشته است.

مي فهمم كه هنوز علم دار ابالفضل العباس كنار خيام ايستاده است.

مي فهمم كه حسين هنوز هست كه اورا بغل كند و دلداري دهد و به خيمه ها راهنمايي كند.

ولي چند ساعت بعد......

التماس دعا

 

شام غريبان حسين امشب است...

شام غريبان حسين امشب است...

((شعري از عليرضا قزوه))

 

آن روزها

هر وقت پرده خوان

از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت

به کربلا که مي رسيد

نقل علي اکبر مي خواند و مي گريست

حتي گاهي قوّال با شمشير

مي زد به پهلوي خود

حالا به جاي قاسم و عباس

دارند روضة سهراب مي خوانند

به جاي رقيه

دارند روضة  ندا را فرياد مي کنند...

اين نقل

نقل پرده دران است

بزن به طبل لجاجت طبّال

که مير بي بي سي

امشب به کربلا وارد مي شود

از در پشتي

بزن به طبل لجاجت طبّال

که شيخنا مي رسد به کربلاي مجازي

از راه اينترنت

از راه اعتمادالسلطنه

عمّه ببين  به کربلا

اين همه موبايل هاي دوربين دار آمده

عمه ببين که علم ها خوني است

و ميکروفون ها خوني

و صداها خوني

شايد به اشتباه

دو حسين آمده اند اينجا

جوانان بني هاشم بياييد

راه اين  پيران فتنه را سد کنيد

مسلم اين اتفاق ها را  ديد و گريست

من مسلمم

و راه برگشت دارم

من مسلمم

اين نامه را از خانه هاني مي نويسم

مرام من کشتن نيست

ما سهراب کش نيستيم

"مستي بيايد قي کند

مستي جهان را طي کند"1

***

امشب دوباره مست حسينم

رباب ايراني را برمي دارم و مي گريم

و مي زنم به سيم آخر

با گريه بر علي اکبر

که بي تابم مانند او

و گريه مي کنم سپيد سپيد

به غربت کسي که شما  نشناختيدش

و سرم مي سوزد از اين همه بدرقصي ها

چون بيمار کربلا

هنوز تاول بسيجي ها دارد مي ترکد

و شما اصحاب نمک و کورچشمي

چقدر زود حرمله  شديد

در دو کربلا

دو دسته عزادار مي بينم

که هر کدام

ديگري را

يزيد مي داند

از ميکروفون ها خون فوّاره مي زند

امشب شهادت نامه اي امضا نمي شود

تنها خبرگزاري ها گفتند:

امشب بناست اتّفاق بدي بيفتد!

و افتاد

موبايل ها در تاريکي شب

ويبره مي گريند

بلوتوث بلوتوث نوحه مي خوانند

و مي ريزند

به درياي سايت آل صهيون

از کمپ موج نو

اولين نفر به ميدان رفت

شيخ متغير پيشاني اش را پوسيد و گريست

بناست قورمه قورمه کنند

شايد که انتخابات باطل شود

و از جناح روبرو

از اصحاب انتخابات عليه السلام!

بناست  قيمه قيمه کنند

در کربلا دو حسين آمده است

اصحاب قورمه اند و قيمه!

اصحاب شيشه و بشکن بشکنه امشب

اصحاب قمه و قليان

و بي شمار يزيد

از اين همه يزيد

يکي منم

يکي هر آن که غير شما باشد

دعوا سر حسين اصلي ست

اگر حسين من تويي سرت کو؟

حسين من سر نداشت

حسين من پشت سرش سايت هاي سبز نداشت

اينجا حسين هاي زيادي مي بينم

حسين من حسين ناز بود

حسين جاز نبود

حسين من

حسين بالاترين نبود

حسين من

حسين سارکوزي نبود

به کربلا رسيده اند جماعت

و دعوا سر حسين اصلي ست

و تشنگان دارند آب مي شوند و

خليفه ها دارند آب مي فروشند و

سايت ها دارند ماهي شان را مي گيرند

از مزرعه خدا

در ظهر کربلا

و شيعيان حسين(ع)

اين بار

به جان حسين افتاده اند

اگر حسين من تويي رأيم کو؟

که ما رأيت الا رأيي...

اين را کسي مي گويد

که فکر مي کند ابوالفضل

برادر عبّاس است

و فکر مي کند که راي او بالاترين است

و فکر مي کند که مردم  ده

گوساله اند

کسي که جاي زنجير زدن

زنجير انداخته است اين همه سال

و تازه از فرنگ رسيده است

آقاي ليوايز و توييتر و باراک

آقاي آدامس خروس و مک دونالد

تو ايراني نيستي

يکي از شعبه هاي تيري هستي که خورد

به گلوي اصغر شش ماهه

دختراني که گوشواره تان را به رخ  مي کشيد

مردان انگشتر مطلّا...

ديگر اينجا سايت اللهي شديد

"بيش از اين بابا دلم را خون نکن"2

نگاه کن چه مير و مرگي راه انداخته اند

مهلا مهلا...

***

بعد از آن همه جنگ

به کربلا رسيده ايم

عمه ببين به کربلا اين همه لشکر آمده

با موبايل هاي چند جيبي

به عخش اختشاش

با همان آش و

همان کاسه

رييس سايت چلپاسه

دعوت به شام  کريسمس  مي شود

در کاخ سفيد

مبارک است اسرائيل

مبارک است جاسوسي گراز يک چشم...

مبارک است گره خوردن عاشورا و يلدا با کريسمس

مبارک است

"زيرکي ظنّ است و حيراني خبر"3

اصحاب او حيران الله بودند

و شما زيرکان دنياييد

امّا هميشه مختاري هست

مختار اين بار زودتر

به انتقام خون حسين آمد

در کاروان ما

مختارها کم نيستند

مختارهاي مختار و بي اختيار

اما در کربلاي ما

هميشه اتفاق ها

از جنس "ما رايت الا جميلا" ست

از جنس ما رميت ...

***

در محاصره اين همه موبايل

که زنگ مي زنند کنار فرات

در محاصره اين همه فتوشاپ و گوگل

که رفته اند تا گودال قتلگاه

و پيش از اين بازي ها

مي خواستند سر حسين مرا

بر نيزه ها ببرند

از جانب فرات و از در مخفي

همين سپاه اشقيا

شما نبوديد

داشتيد عليه هم شعار مي داديد

در دانشگاه

روزي که دانشگاه

دانشکاه شد

حالا رسيده ايم به کربلا

و خيمه ها را قاطي مي بينم

پرچم ها را خوني

و خبرگزاري ها

خيمه هايشان را علم کرده اند بر تل زينبيه

اينان که رنگ خيمه شان سبز است

اصحاب آشنايي زدايي و تأويل اند

"باز اين چه شورش است که در خلق عالم است"4

مواظب باش

وگرنه حرمله خواهي شد

ساعتي بنشين که باران بگذرد

حالا

چندي ست سپاه اشقيا سبزند

سپاه اتقيا قرمز

چندي ست شنود گذاشته اند

در حلق پاره پارة اصغر

مصاحبه سي ان ان

با نائب حسين عصر!

مصاحبه بي بي سي

با بي بي الفلان

زن پريزيدنت ثمّ الثاني!

تقدير کاخ سفيد از زحمتکشان بازي عاشورا

و اين سريال ادامه دارد

و گرية من

از پي  کاروان اسيراني

که بي صدا مي گريند

من فکر مي کنم

که کربلا

بايد جاي ديگري باشد

و اين حسين ها

نالوطيان  همين شمرانند!

***

شما فروختيد شام غريبان را به شب يلدا

سر حسين را به هندوانه اي

تمام هندوانه هاتان توزرد بود امسال

که سرخ

سر حسين شهيد بود

شما اصحاب تخمه ايد

و سيب سرخ

سر بريدة مولا بود

انار دانه دانه

اشک زينب کبري بود

برويد سوار شتر شب شويد و

فيلترتان را برداريد و برويد...

**

شام غريبان حسين امشب است...

ما آب و آتش را با هم جمع مي کنيم

دارند سيب سرخ سر حسين علي را مي آورند

شما با محراب و منبر بازي کرديد

چنگ بزن به شب يلدا

يا شيخنا المتغيير

که رستگار شوي

شام غريبان روضه غيب هويت است

بسيجي آمده است  کشته شود

سهراب را پدران فتنه کشتند

نه بسيجي ها

سهراب به دست سياوش کشته نشد

سهراب را مثل همان سهراب

پدران فتنه گر کشتند

شما که مي خواستيد

يک شبه هفت خوان را طي کنيد، کشتيد

**

نشسته ام در کنار خرابه

با گريه بر حسين دلم باز مي شود

و نوحه مي خوانم  در دستگاه شور و ماهور

چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد

ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم

مي گريم و شادم چون مولانا

و متّصلم چون او

به غم حسين

شما دنبال ديسکوتان باشيد

المخملباف يکفي بالپاپيون

شما دنبال دين پاپتان باشيد

دنبال جاز پاپ

سواران شتر شب مشروطه

برادران سيد حسن تقي زاده

که دينداران اندک شده اند

قل الديانون

بسي رنج برديم در اين سي سال انقلاب

عجب زنده کردند اين دو

انگليس را

در اين سه  چار ماه

شترانشان حامله اند

بناست خوک بزايند

خوکهاي بريطانياي دسته دار

مرحبا به شيخنا المتغير

مرحبا به مير

برگريزان پاييز است و

و سرريزان خون حسين

حسين من در مهر وارد شد

اما شما نامهربان بوديد

شما به من سنگ زديد

شما به کربلا سنگ زديد

در سايت بالاترين چلپاسه

که کربلا ايراني نيست

که محمّد(ص) ايراني نيست

که خدا و پيغمبر ما بابک است و کورش و کمبوجيه

با اين حساب

عمامه سياه سيد يزدي،

پر!

با اين حساب

عباي شيخناالمتغير،

پر!

"اي خون اصيلت ز شتکها به غديران

افشانده شرفها به بلنداي اميران

از کرببلا آمده جاري شده وانگاه

آميخته با خون سياووش در ايران..."5

سوگ سياووشان است

من از جناح راست نيستم

و از جناح چپ هم

من از جناح  ذوالجناحم

امام گفت :

چراغ را خاموش کنيد

شتر شب را سوار شديد

اينها شترهايشان معجزه کرد

و با شترهاشان به استوديوي شب بي بي سي وارد شدند

اگر دين نداريد آزاده باشيد

که روز واقعه است

به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنيد

در روز واقعه تابوت خلق را

به رنگ  سبز کردند

زردها بي خود قرمز نشدند

سبزها بي خود قرمز نشدند

**

نشسته ام در خيمه امام و کوثري مي خواند

آه از آن لحظه اي که با تن چاک چاک...

نشسته ام در خيمه غريبي اين دل

و بچه ها دم گرفته اند:

سر حسين مظلوم از تن جداست امشب

سر حسين مرا بر اس ام اس مي برند

و روضه خوان مي خواند:

شام غريبان حسين امشب است...

 

عصر عاشوراي سال 1388

1-    از مولاناست

2-    از عمان ساماني است

3-    از مولاناست

4-    از محتشم کاشاني است.

5-    از حسين منزوي است.

 

دفاع مقدس

بسیج لشکر مخلص خداست

شان نزول آیه اول سوره معارج

سأَلَ سائلُ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(1)
 
 تقاضا كننده اى تقاضاى عذابى كرد كه واقع شد!
سوره معارج آیه اول
 
این مطلب که زیر آوردم رو بخونید
و اگه تاحالا نشنیده بودید برا هر کس می تونید نقل کنید.
مخصوصا برا برادرای اهل سنت که شاید بیدار بشند از خواب غفلت.
 
 
تفسير نمونه جلد 25 صفحه 7

هنگامى كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) على (عليه السلام ) را در روز ((غدير خم )) به خلافت منصوب فرمود و درباره او گفت : من كنت مولاه فعلى مولاه ((هر كس من مولى و ولى او هستم على مولى و ولى او است )) چيزى نگذشت كه اين مسئله در بلاد و شهرها منتشر شد ((نعمان بن حارث فهرى )) خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمد و عرض كرد تو به ما دستور دادى شهادت به يگانگى خدا و اينكه تو فرستاده او هستى دهيم ما هم شهادت داديم ، سپس ‍ دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادى ما همه اينها را نيز پذيرفتيم ، اما با اينها راضى نشدى تا اينكه اين جوان (اشاره به على (عليه السلام ) است ) را به جانشينى خود منصوب كردى ، و گفتى : من كنت مولاه فعلى مولاه ، آيا اين سخنى است كه از ناحيه خودت يا از سوى خدا؟!
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: ((قسم به خدائى كه معبودى جز او نيست اين از ناحيه خدا است )).
((نعمان )) روى بر گرداند در حالى كه مى گفت:

 اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطر علينا حجارة من السماء

 ((خداوندا! اگر اين سخن حق است و از ناحيه تو، سنگى از آسمان بر ما بباران ))!
اينجا بود كه سنگى از آسمان بر سرش فرود آمد و او را كشت، همين جا آيه سئل سائل بعذاب واقع للكافرين ليس له دافع نازل گشت .
آنچه را در بالا گفتيم مضمون عبارتى است كه در ((مجمع البيان )) از ((ابوالقاسم حسكانى )) با سلسله سندش از ((امام صادق (عليه السلام ) )) نقل شده است .
همين مضمون را بسيارى از مفسران اهل سنت ، و روات حديث با مختصرى تفاوت نقل كرده اند.
مرحوم ((علامه امينى )) در ((الغدير)) آن را از سى نفر از علماى معروف

اهل سنت نقل مى كند (با ذكر مدرك و نقل عين عبارت ) از جمله :
تفسير غريب القرآن ((حافظ ابوعبيد هروى )).
تفسير شفاء الصدور ((ابوبكر نقاش موصلى )).
تفسير الكشف و البيان ((ابواسحاق ثعالبى )).
تفسير ابوبكر يحيى ((القرطبى )).
تذكره ابواسحاق ((ثعلبى )).
كتاب فرائد السمطين ((حموينى )).
كتاب ((دررالسمطين )) ((شيخ محمد زرندى )).
تفسير سراج المنير ((شمس الذين شافعى )).
كتاب ((سيره حلبى )).
كتاب ((نور الابصار)) سيد مؤ من شبلنجى )).
و كتاب شرح جامع الصغير سيوطى از ((شمس الدين الشافعى )).
و غير اينها.
در بسيارى از اين كتب تصريح شده كه آيات فوق در همين رابطه نازل شده است ، البته درباره اينكه اين شخص ((حارث بن نعمان )) بوده يا ((جابر بن نذر)) يا ((نعمان بن حارث فهرى )) اختلاف است ، و مى دانيم اين امر تاءثيرى در اصل مطلب ندارد.
البته بعضى از مفسران يا محدثانى كه فضائل على (عليه السلام ) را با ناخشنودى مى پذيرند ايرادهاى مختلفى بر اين شاءن نزول گرفته اند كه در پايان بحث تفسيرى به خواست خدا به آن اشاره خواهد شد.

اشكالات واهى بهانه جويان !
معمولا در مواردى كه آيات قرآن يا روايات اشاره به فضائل خاصى درباره امير مؤمنان على (عليه السلام ) مى كند بعضى اصرار دارند تا آنجا كه مى توانند مطلب را ناديده گرفته، يا توجيه انحرافى كنند، و با دقت و وسوسه خاصى مسئله را تعقيب نمايند، در حالى كه اگر اين فضائل براى ديگران باشد با سماحت و سهولت و آسانى از آن مى گذرند!
نمونه زنده اين كلام اشكالات هفتگانه اى است كه ((ابن تيميه )) در كتاب ((منهاج السنة )) در مورد احاديثى كه در شاءن نزول آيات فوق آمده است بيان كرده كه ما به طور فشرده به بيان آن مى پردازيم .
1 - داستان غدير بعد از بازگشت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از حجة الوداع يعنى در سال دهم هجرت واقع شد در حالى كه سوره معارج از سوره هاى مكى است كه قبل از هجرت نازل شده است .
پاسخ : همانگونه كه قبلا نيز اشاره كرديم بسيارى از سوره ها است به نام مكى ناميده مى شود در حالى كه بعضى از آيات نخستين آن طبق تصريح مفسران در مدينه نازل شده و به عكس سوره هائى است كه رسما مدنى ناميده مى شود ولى بعضى از آيات آن در مكه نازل گشته است .
2 - در اين حديث آمده است كه ((حارث بن نعمان )) خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم )
در ((ابطح )) رسيد، و مى دانيم ((ابطح )) دره اى است در ((مكه )) و اين با نزول آيه بعد از داستان غدير مناسب نيست .
پاسخ ((اولا)) تعبير به ((ابطح )) فقط در بعضى از روايات است، نه در همه روايات، و ((ثانيا)) ((ابطح و بطحاء)) به معنى هر زمين شنزارى است كه سيل از آن جارى مى شود، و اتفاقا در سرزمين مدينه نيز مناطقى وجود دارد، كه آن را ((ابطح )) يا ((بطحاء)) مى نامند، و در اشعار عرب و روايات بسيار به آن اشاره شده است .
3 - آيه و اذ قالوا اللهم ان كان هذا هو الحق من عندك فامطر علينا حجارة من السماء (انفال - 32) مسلما بعد از جنگ بدر نازل شده، و سالها قبل از داستان غدير است .
جواب كسى نگفته است كه شاءن نزول آن آيه، داستان غدير است بلكه سخن در آيه سئل سائل بعذاب واقع مى باشد.
و اما آيه 32 سوره انفال چيزى است كه ((حارث بن نعمان )) از آن در كلام خود استفاده كرد و اين ربطى به شاءن نزول ندارد، ولى تعصبهاى افراطى سبب مى شود كه انسان از چنين مطلب روشن غافل گردد.
4 - قرآن مجيد مى گويد: و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون : ((خداوند آنها را عذاب نمى كند در حالى كه تو در ميان آنها هستى ، و خداوند آنها را عذاب نمى كند در حالى كه استغفار مى كنند)) (انفال - 33) اين آيه مى گويد: با وجود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) هرگز عذابى نازل نخواهد شد.
پاسخ : آنچه قابل قبول است اينكه عذاب عمومى و دستجمعى به خاطر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) وجود نداشت ، ولى عذابهاى خصوصى و شخصى كرارا بر افراد نازل شد، چنانكه تاريخ اسلام گواه است كه افراد متعددى مانند ((ابو زمعه )) و ((مالك بن طلاله )) و ((حكم بن ابى العاص )) و غير آنها به خاطر نفرين پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يا بدون آن گرفتار عذاب شدند.
علاوه بر اين آيه فوق تفسيرهاى ديگرى نيز دارد كه طبق آن استدلال به آن در اينجا ممكن نيست (به تفسير نمونه جلد 7 صفحه 154 ذيل همان آيه 33 انفال مراجعه شود).
5 - اگر چنين شاءن نزولى صحيح بود بايد مانند داستان ((اصحاب الفيل )) معروف شود.
پاسخ : اين شاءن نزول به قدر كافى مشهور و معروف است و در بالا اشاره كرديم كه حداقل در سى كتاب از كتب تفسير و حديث آمده وآنگهى عجيب است كه انتظار داشته باشيم يك حادثه شخصى همانند يك حادثه عمومى مثل داستان اصحاب الفيل انعكاس يابد، چرا كه آن داستان جنبه همگانى داشت سر تا سر مكه را گرفته بود و يك لشكر بزرگ طى آن نابود گشت ولى داستان ((حارث بن نعمان )) تنها مربوط به يك نفر است !
6 - از اين حديث استفاده مى شود كه ((حارث بن نعمان )) مبانى اسلام را قبول داشت چگونه ممكن است يك مسلمان در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به چنين عذابى گرفتار شود؟
پاسخ : اين ايراد نيز ناشى از تعصب شديد است، زيرا احاديث فوق به خوبى نشان مى دهد كه او نه تنها گفته پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را قبول نداشت بلكه به خداوند نيز معترض بود كه چرا چنين دستورى را درباره على (عليه السلام ) به پيامبرش داده است ؟! و اين شديدترين مرتبه كفر و ارتداد محسوب مى شود.
7 - در كتابهاى معروفى مانند ((استيعاب )) كه نام ((صحابه )) آمده است اسمى از ((حارث بن نعمان )) نمى بينيم .
پاسخ : آنچه در اين كتاب و مانند آن از نامهاى صحابه آمده تنها مربوط به قسمتى از صحابه است، مثلا در كتاب ((اسدالغابة )) كه از مهمترين كتبى است كه اصحاب پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را بر مى شمرد تنها هفت هزار و پانصد و پنجاه و چهار نفر را برشمرده، در حالى كه مى دانيم تنها در حجة الوداع صد هزار نفر يا بيشتر در محضر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بودند، بنابراين شكى نيست كه بسيارى از صحابه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نامشان در اين كتب نيامده است .

عیدتون مبارک

خوش بحالمون که شیعه امیر المومنین  هستیم

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب

رفاقتهای نامشروع به مثابه قراردادهای نامشروع

 

سلام

خداوند در آسمان فرشتگان را دارد و در زمین بسیجیان را

                                                     سردار خیبر شهید محمد ابراهیم همت

 
بچه بسیجیا هفته تون مبارک
 
 
ق ن جدید:
مطلب زیر مطلبیه که ۶ آذر ۸۶ نوشتم.
ازش خوشم اومد
جالبه بخونید.
نظرم بدید خوبه
(احیانا کشکول عزیر وارد فاز جدید شده.یه زمان از آخر می خوردیم حالا می خوایم از توبره بخوریم.ما شالله در و گوهر تراوش می نماییم)
 

ق ن 1:سحر بعد از نماز با وجود اینکه دیشب تا دیرقت بیدار بودم ، توجه ام جلب مسئله ای شد و کلی فکر کردم و به نتایج خوبی ریسدم که سعی دارم در در این مطلب آنها را بیان کنم.

ق ن 2 :برای اولین بار سعی برآن دارم تا از رشته تخصصی که در دانشگاه مشغول تحصیل آن هستم ،استفاده نمایم و مسئله ای اجتماعی را با کمک از مفاهیم رشته ام (که دو ریال قبولش ندارم ) تفهیم نمایم.

ق ن 3:بعلت ق ن 2 مجبور هستم ابتدا مفاهیمی را شرح دهم تا شما نیز متوجه شوید. لازم به ذکر است که شرح مفاهیم در این جستار بسیار ساده و ابتدائی است و ایراداتی اساسی بر آن وارد است ولی هدف بنده را برآورده می کند

 

 

1.امیدوارم با اوراق قرضه(bond )آشنا باشید.اگر نیستید بروید آشنا شید

2. derivative (اوراق مشتقه) : اوراق مشتق شده از اوراق قرضه (نترسید یه جور می گم بفهمید)

3.futures(آتی ها) : نوعی از مشتقات هستند.با خرید این اوراق ، خریدار موظف می شود در آینده(که زمانش تعیین شده (delivery date) کالائی را با قیمتی که از هم اکنون مشخص شده، خریداری نماید.و فروشنده نیز بالطبع متعهد می شود کالارا به خریدار تحویل دهد.

در delivery date فروشنده موظف است کالائی که در قرار داد اولیه ، مشخص شده ، که معمولا کالائی با استاندارد های بالا ست را تحویل خریدار دهد .این استاندارها بسیار بالا گرفته شده است و کار را برای فروشنده بسیار دشوار می کند و دلیل آن ،آن است که خریدار دارد کالائی را می خرد که در زمان حال وجود خارجی ندارد ، پس باید ضریب اطمینان بالائی نسبت به آن کالا داشته باشد.

 

 

4.(اصل مطلبم اینجاست.)

متخصصین علم finance(مالی) کسانی را که در بازار آتی ها معامله می کنند را با توجه به روحیات و اهدافی که دارند به سه دسته تقسیم می کنند.

من انواع رفاقت های مادی ونا مشروع را با این معامله گران قراردادهای نامشروع مقایسه کردم که گزارش آن به شرح زیر است.

الف : hedgers:این افراد برای hedge کردن(حفظ کردن) قیمت کالای خود در آینده، به این بازار رجوع می کنند.با مثال می گویم شاید بهتر بفهمید.

مثلا ما احتمال می دهیم که قیمت نفت در 3 ماه دیگر پایین می آید ، پس نفت را در قرار داد آتی ها پیش فروش می کنیم(موقعیت short می گیریم) به قیمتی که فکر می کنیم بالاتر از قیمت نفت در 3 ماه دیگر است. یا مثلا ما 6ماه دیگربه اورانیوم نیاز داریم و احتمال می دهیم که اورانیوم تا 6 ماه دیگر گران خواهد شد.ما در بازار آتی ها با قیمتی پایین تر از قیمت احتمالیمان در 6 ماه آینده ،خریداری می کنیم(موقعیت long می گیریم).البته ممکن است این احتمال ما با ایراد همراه باشد و ضرر کنیم.

بعضی از رفاقت ها نیز دقیقا برای hedge کردن موقعیت آینده آن فرد است.

بسیاری را دیده ام که با من طرح رفاقت ریخته اند زیرا فکر می کنند من در آینده به درد آنها خواهم خورد

پاچه خواری از اساتید نیز از همین نوع است. که استاد در پایان ترم موقعیتمان را با نمره hedge(حفظ) کند.

مثال عینی تر آن : طرح دوستی دختران با پسران که به این امید به آنها دل می بندند و رفاقت می کنند که   ان شاالله آن پسر به آنها دل ببندد و در آینده آنها را به همسری انتخاب کند . ولی نمی داند که پسر اگر در این معامله (رفاقت ) وارد می شود ، معمولا جز دسته اول نیست بلکه از دسته سوم(Arbitrjer) است که توضیح آن خواهد آمد و اگر هم از دسته اول باشد نقش فروشنده را بازی می کند (و موقعیت short می گیرد). در آخر مطلب توضیح می دهم که چرا تاکید دارم که پسر در این رابطه ، نقش فروشنده را بازی می کند)

ب:speculators (سفته باز ها) :

بیشترین معامله گران از این صنف هستند.افرادی هستند که پول دارند و اطلاعاتی (درست یا غلطی ) و اصلا قصد خرید وفروش کالائی ندارند. حس می کنند یا اطلاعاتی دارند که مثلا فلان کالا در آینده گران یا ارزان می شود. پس به بازار آتی ها می آیند و دست به قمار عاشقانه ای می زنند و....

بسیاری از روابط نا مشروع همانند این نوع معامله گران است. در طرف مقابل خود منفعتی (خصلتی) می بینند(زیبائی ، خوش اخلاقی،...) و دست به یک قمار عاشقانه می زنند و رابطه را به رفاقت تبدیل می کنند. فارغ از اینکه طرف مقابل ممکن است از دسته اول باشد و یا سوم. و فارغ از آنکه ممکن است آن خصلت را اشتباه تشخیص داده و همانطور که ممکن است احتمال تشخیص در آینده اش برای خرید کالا با اشتباه مواجه شده باشد و متضرر شود، در این قضیه نیز به کاه دان زده باشد و...

 

 

ج:Arbiterajers : بهترین مثال برای این افراد ، قاچاق چیان سوخت هستند.بنزین را در ایران لیتری 100تومان می خرند و در ترکیه لیتری 800تومان می فروشند و سود کلانی به جیب می زنند. مثال آن در بازار آتی ها آن است که آتی ای  را در بورس نیویورک به قیمت 70 دلار می خرند و در بورس لندن به قیمت 80 دلار می فروشند. این افراد فقط به فکر منفعت و سود شخصی بیشتر هستند و هر کار غیر قانونی و بی اخلاقی را انجام می دهند تا به این اصل مدیریتی عمل کرده باشند که:The more is better

نمونه این افراد در رفاقت های نامشروع و ناسالم بر همگان روشن است و فکر می کنم نیاز به شرح ندارد. ولی یه مثال:

کسی برای دوستم تعریف کرده بود که من با دخترا طرح رفاقت می ریزم و بعد از گذشت چند روز که اورا به خود حسابی وابسته کردم ، می گویم تولد من چند روز دیگر است و پس از قاپیدن آن بنده خدا و گرفتن هدیه تولد ،(و استفاده از منافع او قطع رابطه کرده) با کس دیگری طرح می ریزم.(البته احتمالا قاپیدن ها دیگری نیز داشته است که به رفیقم نگفته است)

 

در انتها به نکته ای دیگر اشاره کنم وآن این است که در بازار آتی ها 99درصد قراردادها به delivery date(زمان تحویل کالا ) نمی رسد و هم خریدار ها و هم فروشندگان با گرفتن موقعیتی عکس در بازار ، از تعهد delivery date سرباز می زنند.

اما دلیل آن :

دسته دوم و سوم که مشخص است .آنها به بازار آمده اند برای سود. و خرید یا فروش کالا برای آنها اصلا موضوعیت ندارد. در روابط نا مشروع هم همین است. آمده اندتا لذت ببرند و بروند وبه دیگر مسائل کاری ندارند .

ولی دسته اول:

همان طور که در تعاریف آمد ، استاندارهای بسیار بالائی برای کالائی که در delivery date قرار است داد و ستد شود قرار داده اند.

مثال استانداردها :مثلا می گویند اگر نفت قرار است در بازار آتی ها معامله شود باید نفت برنت دریای شمال  باشد(نه نفت خلیج فارس ) و تحویل آن در بندر کارایب باشد.

پس فروشنده برای فرار از تحویل کالا موقعیت عکس می گیرد و خارج می شود.(مثلا ایران نفت خلیج فارس دارد نه دریای  شمال و هزینه آنکه بخواهد آنرا تهیه کند و در خلیج کارایب تحویل دهد به مراتب بیشتر از ضرر احتمالی ایست که ممکن است برای نفت خود در آینده ایجاد شود.)

می ماند خریدار که آن هم معمولا آن استاندارد ها بدردش نمی خورد(مثلا تحویل در خلیج کارایب به درد یک روسی نمی خورد) و خود را از معامله بیرون می کشد و درصدی کم می مانند که می خواهند معامله صورت گیرد ولی با کدام فروشنده؟(حالا یه بار دیگه hedgers را بخونید تا بفهمید چه کلاهی سر آن دخترانه  نادان می رود .)

یا علی

پ ن 1 : برای فهم بهتر توصیه می شود چند بار بادقت خوانده شود.

پ ن 2: خوشحال می شم از نظراتتون استفاده کنم .چون این اندیشه بسار خام است وجای کار بسیار دارد

پ ن 3: ان شاالله درباره رفاقت حقیقی مطلبی خواهم گذاشت

پ ن ۴ : فهمیدید چرا حالم از رشته ام بهم می خورد؟ تنها دلیل حضور در بازار برای غربی ها منفعت شخصی است  در حالی که در اسلام تولید ، تقدم منفعت جامعه به خود(ایثار) ، عدالت و ... لحاظ شده که در این دروس هیچ محلی از اعراب پیدا نمی کند(در مطلبی مجزامفصل توضیح خواهم داد.)

پ ن جدید:

بعد از ۵ سال تحصیل علم فایننس تغییر گرایش داده و به بیزینس مشغول شدم.

قابل تحمل تر است