با سلام
باز به بهانه حلول ماه مبارک رمضان دست به کیبورد شدم و می خواهم ان شالله قسمت آخر روزهای زیر زمین بقیع رو بنویسم
...........................
حدود ساعت 11 بود که من سر بحث شفاعت قاط زدم و در جواب سوال یکی شان که پرسید سرک را تعریف کن! گفتم شرک یعنی به غیر خدا استعانت جستن.
ما بکسی که رضایت کفار براش مهم باشه نه رضایت خدا و بره برادرای مسلمان خودش رو تو بحرین بکشه می گیم مشرک
ما بکسی که امنیتش رو از خدا نخواد و از سلاحها و نیروهای کفار بخواد میگیم مشرک.
.
.
خیلی قاط زدند. بنظر خیلی عصبی میرسیدند. من سریع بحث رو عوض کردم و گفتم راستی شما مذهبتون چیه؟
وهابیت یعنی چی؟
یکی شون گفت ما با بقیه سنی ها در مسایل فقهی تفاوتی نداریم. ماهم پیرو همون امام های 4گانه هستیم.
ولی توی اعتقادات، ما پیرو محمد ابن عبدالوهاب هستیم. من اومدم گیر بدم که چطور میشه که اون 4تا امام رو با فقه شون موافق هستند ولی با اعتقاداتشون نه.
داشتم فک می کردم که چطوری بگم که با اون عصبیتی که براشون درست کردم دیگه ترتیبم رو ندند که یکی دیگه شون خواست مثلا شیر فهمم کنه گفت:
چطور شما ایرانی ها طرفدار خمینی هستید و عقاید خمینی رو قبول دارید و خمینیی هستین، ما هم پیرو عقاید عبدالوهابیم.
خیلی با این جمله اش حال کردم. خیلی جمله اش ایراد داشت. ولی اینکه ما ایرانی هارو خمینیی میدونست خیلی کیف کردم.
دیگه به پروپاشون نپیچیدم. دستشویی رفتن رو بهونه کردم و گفتم می خوام برم.
حین خداحافظی دوباره مجلس موعظه ایی به پا شد.
اونها به من گفتند که آثار آیت الله برقعی رو بخون. گفتم کیه؟گفتند یکی از خودتونه که هدایت شده. و همچنین خیلی بهم توصیه می کردند که سایت اسلام هوس رو بخونم(که الحمدالله فیلتر است). من هم به اونا گفتم شمام آثار محمد تیجانی رو بخونید مخصوصا کتاب ثم اهدیت رو.
که یکی شون دوباره اومد وسط و شروع کرد فحاشی کردن که تیجانی روانیه و .....
ادله ایی هم که می آورد این بود که:
خودش یه مناظره های تیجانی با یکی از وهابیها رو دیده که تیجانی تو مناظره با دست چپ آب خورده و همین نشون می ده که اون هم روانیه وهم با سنت پیامبر مخالفه.
جالبی قضیه این بود که همون صبح وقتی برا من قهوه ریختند من بهشون گفتم من چپ دست هستم و علی رقم اینکه می دونم مستحب است با دست راست غذا خورد و با دست چپ طهارت کرد من راحت تر هستم با دست چپ غذا بخورم.ایرادی ندارد که؟آنه هم گفتند بهتر است با دست راست باشد ولی وجوبی ندارد.
به انها گفتم یادم می اد سال 84 روبروی کعبه یکی از شما خرما به من تعارف کرد و من با دست چپ خواستم بردارم کلی سرم دادکشید و رو دستم زد که چرا!!
یکی شا ن گفت نه. کار غلطی کرده و حتما سر مسئله ی دیگری عصبی بوده. و الا با دست چپ خوردن که حرام که نیست. فقط بهتر است با دست راست غذا خورد همین.
همین که آن دوست وهابی مان به این قضیه اشاره کرد و تیجانی را زیر سوال برد نگاهی به آن رفیق اول کار انداختم. فهمیند چه می خواهم بگویم. سرش را تکان داد. من هم گفتم ظاهرا همه تان عصبی هستید!!!
مقابل درب بقیع بودیم که خواستیم از هم جدا بشویم. من با شوخی گفتم ببین نه شما می تونید من رو منحرف کنید و نه من شما را هدایت. خندیدند. مع السلامه ایی گفتم و کمی ازشون فاصله گرفتم و گفتم: لکم دینکم و لی دین. دوباره یکی دیگه شون قاط زد که : نگو این آیه را. این آیه خطاب به کفار است و نه ما. از همون راه دور، که داشتم من به سمت مسجدالنبی می رفتم وآنها به سمت بقی: شست دست راستم را به آنها نشان دادم و خندیدم. آنها هم حرکتم را ok و حق با شماست برداشت کردند و کلی دست روی سر و چشم خود گذاشتند و کمر خم کردند.
من هم رفتم مسجد پیامبر. از 11:30 تا 12:30خوابیدم تا با صدای اذان ظهر از خواب بیدار شد./
والسلام
.............
پ ن:
ان شالله همتی کنیم و از ماه مبارک بخوبی استفاده کنیم
یا علی