بين الحرمين

اينجا از روزي كه وارد شديم
>

سلام

بين الحرمين  اين جند روز بسته بود

كف اون رو كامل سنك فرش كردند

ديشب قرار بود بين الحرمين رو افتتاح كنن

ديروز سحر

ديديم مسىيولين عتبه دنبال جوون مي كردند برا كمك

رفتيم كمك

بين سنك ها فاصله زياى بود

بايد بينش جسب أكواريوم و بعد جسب دوقولو و بعد فلز مي جسبونديم

ياد  أقام باقرباف افتادم كه كار افتتاح مي كنه

باقر نيروي جهادي مي كيره و كلي بول مي دهد

اينام ما را ....
خلاصه از شما زوار محترم اونجا
و از حضرات معصومين شرمنده ايم

براي كيفت بالاي كار

ب ن: با كيبورد عربي كار بهتر از اين نميشه

سلام

از مرز که رد شدیم

دندون دردم شروع شد
کربلا رفتم مسشفی

بهم مفنامیک اسید داد

جوای نداد

رفتم حرم امام عباس

خیلی درد داشت

یکم لپم رو مالیدم به ضریح

جواب نداد

به این نتیجه باید خود دندون رو بزنم
دندون ۷ یا ۸ هستش

یعنی اون ته ته

به زور ضریح رو گاز گرفتم

یه بنده خدا عربه هاج و واج منو نگاه می کرد که دارم چیکار می کنم

الان خیلی بهترم.

انشالله تا جمعه صبح کربلا خواهیم بود.

حسابی به یاد همه هستم

یا علی

 

الهم لک صمنا

وقتی خوابم نیمه کاره میشه

و نمی تونم مشتی بخوابم

و به دلیلی بیدار بشم

رقیق القلب میشم

و اگه جای ملکوتی باشم

مکاشفاتی بهم دست می ده.

......

دم مغرب از فرط روزه دری معمولا بی هوش می شم

و خوابم می بره

......

پارسال چند روزه ماه رمضون رو اصفهان بودم

دم مغرب خوابم برد

با صدای اذون بیدار شدم و

رفتم مسجد برای نماز

بعد از نماز پیرمرد مسجد

شروع کرد به خوندن دعاهای روتین ماه رمضون

یه جمله اش یهو ذهنم رو خیلی درگیر کرد

الهم لک صمنا

خدایا، بار پروردگارا

روزه ما برای تو بود.

رفتم تو مکاشفه

این همه روزه گرفتی

با این همه سختی

برای خدا بود؟

یا از سر عادت؟

یا برای ترس آبرو؟

یا تهدید جهنم؟

یا تطمیع بهشت؟؟؟