پایانی بر یک آغاز
الان که دارم این متن رو می نویسم کلی کار دارم که باید سریعا انجام بدم.
ولی چون دلم می خواد امروز ، یعنی 21 بهمن، این مطلب را روی وبلاگ بگذارم سعی می کنم تند بنویسم که به اذان مغرب نرسه و برای نماز مشکلی ایجاد نشه.
(اگه یه نگاه به اولین مطلبی که توی وبلاگم گذاشتم بندازید می فهمین که چرا دلم می خواد این مطلب را امروز بگذارم.آره یک سال پیش در چنین روزی کشکول عزیز پا به جهان مجازی نهاد.)(قول می دم که آخرین چیزی باشه که توی دنیای مجازی دلم بخواد).

وقتی داشتم درباره حجاب در تیپلوژی بچه حزبلا ،قسمت خواهرانه ،بحث مبنائی می کردم ، قول دادم یه کم این بحث رو ریشه ای تر مطرح کنم .
من یه پیش فرض می گیرم که می خوام اونا همین طور بپذیرید چون اولا همه حداقل به اون علم الیقین داریم و ثانیا اگه بخوام دلیل بیارم و توضیح بدم ،خیلی متنم طولانی می شه.
پیش فرضم اینه که دنیا محل گذرست و نه قرار. دنیا یه سری امکانات و استعدادهائی داره که با استعدادها و امکانات مای بشر هم خوانی و همگرائی داره.
یعنی بشر می تونه از اون امکانات به هر نحو که می خواد استفاده کنه.
و بشر باید با این استعدادها و امکانات دنیا ،خود را به غایت هستی ،حضرت دوست یا همان الله برساند.
(امید وارم این پیش فرض را پذیرفته باشید)
پس من ِبشر باید از دنیا استفاده کنم تا به محبوب و معشوق حقیقی برسم.
پس نباید به این دنیا و ما فی هایش دل ببندم و وابسته ی آن شوم زیرا این وابستگی ، از تعلق به حق می کاهد.
خودمونی بگم، هر گونه وابستگی دنیائی از جاه طلبی و شهوت پرستی بگیر تا عشق های ِمجازیِ زمینی، همه مانع وابستگی و تعلق به معشوق و محبوب حقیقیست.
حال اگر کسی به این جملات بالا ایمان آورد و خواست که عاشق و وابسته الله باشد، دیگر نمی تواند خود مانع رسیدن دیگر ابنا بشر به خدا باشد.
چون دوست دارد که خود به خدا برسود پس نمی تواند دوست داشته باشد که دیگران به خدا برسد.(علت آن واضح است ،پس نمی آورم)
آن فرد خواهد فهمید که اگر سعی کرد با رفتار و کردارو ...کسی را وابسته خود کند ، مانع رسیدن آن فرد به خدا است.پس فرعونیست کوچکتر ولی پیچیده تر
که فرعون خود را خدای قومی می دانست ولی علنا اعلام می کرد ولی در این مورد خدای یک نفر هست ولی در خفا !!!
(فکر کنم تا ته خط را رفتید اگه نرفتید پس بازم بخونید)
منی که به این نتیجه رسیده ام که باید وابسته و عاشق خداوند باشم، دنیا و مافی ها را وسیله ای برای رسیدن به الله می دانم.پس وابسته به آن نمی شم و در آن قرار نمی یابم. و نمی خواهم کسی بخاطر تعلق به من در این دنیا بماند.
پس نه من وابسته دنیا می شم و نه با زیبائی های ظاهریم و نه با زیبائی باطنیم ، نه با کلامم و نه با رفتارم و نه حتی با وبلاگ و دنیای مجازیم می خواهم که کسی وابسته به من یا صفات من شود.
پس زیبائی ظاهریم را با حجاب پنهان می کنم.
زیبائی باطنی را با حیا و عفاف.
و وابستگی به دنیای مجازی و وبلاگ را با راکد و معلق کردن آن!!!

خدایا تو خود می دانی اگر من وابسته دنیا و مافیهای آن(از افراد و گروه ها تا دنیای مجازی و عضویت در هیئت تحریریه عظیم الشان و الرتبه کشکول عزیز) شدم از کوچکی روح و نفسم بوده است.از تو می خواهم روحم را بزرگ نمائی تا تورا معشوق باشم.
خدایا اگر کسی وابسته من یا متعلقات پوچ من از رفتار و اخلاق وکردار تا وبلاگ وکشکول عزیز و ... شده است تو می دانی من قصد تفرعن نداشتم.ولی خود را بی قصور نمی دانم.مرا ببخش و روح وابستگانم را بزرگ کن تا تورا وابسته و محبوب باشند . و از تمامی آنها طلب حلالیت می کنم و دعا گوی آنها برای همیشه خواهم بود .
خدایا تو خود می دانی که برای آنکه دوستانم این محیط فرهنگی را ترک نکنند چقدر با آنها بحث کردم تا آنها را از این عمل منصرف کنم.و تو بهتر از هر کس می دانی که برای من کار فرهنگی در این دنیا چقدر اهمیت داشت
خدایا تو می دانی که چقدر کشکول برایم اهمیت داشت و چه آینده ای برایش ترسیم کرده بودم و چه مطالبی برایش آماده داشتم تا سیری منطقی و فرهنگی داشته باشد.
خدایا ولی از آن شادم که تو بهتر از هر کس دیگر می دانی برای چه این تصمیم را گرفتم !!
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار

التماس دعا
حلالم کنید.
خدا نگهدار
یا علی
رها

با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود.