شعر از شیخ جعفر مجتهدی

می گند سری توی این شعره.که این هم بماند

سلام
ق ن :وقتی این نکته لطیف را فهمیدم به فکر افتادم که برای تاسوعا بگذارمش توی وبلاگ.ولی از اونجائی که نحوه نگارشم خیلی خشکِ (خودم دلم می خواد بگم ، عقلی محضِ ) و گفتن یه سری مطالب با این نوع ادبیات ضایع می شه و یه ادبیات احساسی می طلبه و چون من اصلا احساسی بلد نیستم فکر کنم که بخوام  بنویسم ، رفتم سراغ ممد پا شکسته و اون نکته لطیف را بهش گفتم .
خیلی متاثر شد و قرار شد برای بنویسه.ولی امروز بهم گفت نمی نویسه و به خودم واگذار      کرد.
می دونم مثل مابقیه نکات لطیفی که می خواستم بگم و مبتذلش کردم این نکته را هم حروم می کنم ولی دلم نمیاد نگم.خلاصه اگه حالتون منقلب شد من را هم فراموش نکنید.

 

بعداز ظهر عرفه سال 60هجری قمری.صحرای عرفات .بر فراز جبل الرحمه
حسین(ع) شروع بخواندم دعا کرد .
الحمدالله الذی لیس لقضائه دافع .....
شاید تمام عرش و فرش با حسین(ع)هم کلام شدند و شروع به لرزیدن کردند.
امام شروع می کنند به عشق بازی با معشوق حقیقی .از الطاف معشوق به عاشق می گویند واز نحوه  آفرینش و هستی بخشی می گویند.تمام مراحل رشد و بنده نوازی را ذکر می کنند.از وقتی که نطفه ای بیش نبود ،بعد هنگام تولد و تا .....
حال که تمام موهبت ها و بنده نوازی های معشوق را ذکر کرده است موقع آن است که ارادت خویش را به محبوب و سرورش اعلام نماید.پس می فرماید:
و انا اشهد یا الهی بحقیقه ایمانی و عقد غرمات یقینی و ....
وبعد شروع می کند با تمام اندام ظاهری بدن مقدسش شهادت دادن و بیعت کردن.که در این نوع منحصر به فرد بیعت گذاری ، سری است میان عاشق و معشوق
حسین (ع) در عرفه لفظا شهادت داد ولی در عاشورا تمام آن شهادت ها را به پرده ظهور نهاد تا تفاوت بین ایمان حقیقی وصادقانه و ایمان دروغین من لفاظ  وراج لاف زن مشخص گردد.
ابتدا با بینائیش شهادت می دهد.
و علائق مجاری نور بصری
در ظهر عاشورا وقتی از فرط تشنگی ، امام همه چیز را شبیه دخان (دود) می دید.
سپس با خطوط پیشانیشان ، بیعت می کنند.شاید منظور امام غم های فراوان ایشان ، هنگام شهادت یاران و اصحاب که باعث پیر شدن ظاهری ایشان باشد.
و بعد امام با رخنه های تنفس با معشوق بیعت می کنند.
یاد روایتی از امام رضا افتادم که فرمودند: حسین(ع) را مثل ....سر بریدند.
و مسارب سماخ سمعی
با پرده گوش با تو بیعت می کنم.
آنجا که امام از اسب بر روی زمین افتادند و دیگر یارای جنگ کردن ندارند ولی دشمن بیم آن دارد که حسین (ع) خدعه کرده است.پس یکی از آنها فریاد زد :به خیمه های حسین حمله کنید و امام آن را شنید .
این یک حقیقت است که دشمن کاملا واقف است که حسین (ع) غیرت الله است و تا رمقی در بدن دارد و تا زنده است نخواهد گذاشت جسارتی به خیام پاکش شود.


همان طور که حر در عرض فقط چند دقیقه با تغیر جهت دادن در زندگیش ، از ظلالت محض به خداوند، آن نور مطلق رسید، کوفیان نیر با تغیر مسیرشان در عرض چند روز از جستجوگر حق  و ولائی بودن به جائی رسیدند که با علم به آن که حسین(ع) حق مطلق است  وبا علم به آن که حسین(ع) تمام صفاتش الهی است(غیرت الله، یدالله، خلیفه الله) باز برای کشتنش از هم پیشی می گرفتند.
آری مهم تعین مسیر (نیت)است و مهمتر از آن حرکت در آن مسیر(عزم عملی ) است و گرنه در هر دو مسیر سرعت فوق العاده است !!!
و حرکات لفظ لسانی و ...
با حرکات تلفظ زبانم
آن هنگام که فریاد زد : اگر مسلمان نیستید آزاده باشید
ویا هنگامی که فرمود :هل من ناصر ینصرنی.هل من معین یعیننی
و اطبقت علیه شفتای
و با دو لبم شهادت می دهم
آن هنگام که در مجلس یزید ملعون سر امام در تشت طلا شروع به خواندن قرآن کرد و لبان مبارکش با چوب خیزران بیعت نهائی کرد.
با ستون فقراتم شهادت می دهم
آن هنگام  که برادرش ، علمدارش، سقای حرمش را نقش زمین یافت و فریاد بر آورد:
الان انکسر ظهری و قلت حیلتی و...

 


و منابت اضراسی
و حسین (ع) با دندان هایش بیعت می کند.
آن هنگام که دشمن با سنگ به صورت مبارک ایشان زد این بیعت عمل گشت.
و نیاط حجاب قلبی
و آویزه پرده قلبم
بعد از آن که دشمن با سنگ به صورت آقا زد امام پیراهن را بالا زدند تا خون صورت را پاک کنند .آنگاه حرمله  سفیدی سینه آقا را می بیند و ... و این بیعت نیز وفا می شود.
(خاک بر دهنم .رها می فهمی چی داری می گی؟!!!بی حیاگی تا چه حد؟!!!!!)
و اطراف اناملی
با انگشتانم شهادت می دهم .

آن هنگام که حرامزاده ای  عزم دزدیدن انگشتر آقا را کرد ولی انگشتر به راحتی خارج نشد و ....
و پاره های جگرم ، با مغزم، با گودی های مفاصلم،خمیدگی های دنده هایم، گوشتم ، خونم ،مویم ، تنم ، رشته اعصابم ، استخوانهایم ، رگهایم و همه اعضایم
می دانید این بیعت کی وفا گردید؟ آن هنگام که دیگر کار از کار گذشته بود.آن ملعون فریاد برآورد : بر اسبانتان نعل تازه بکوبید و بتازید......
چیزی که تعجب مرا بر انگیخت آن است که .....
بگذارید جمله ام را سوالی مطرح کنم.
کدام عضو  بدن است که مخصوص بیعت کردن و بیعت گرفتن است؟
از این عضو اصلا در دعای عرفه صحبتی به میان نمی آید


 ساقی دشت کربلا 

 ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل
 دستش شده از تن جدا 

 ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل
                
آری حسین (ع) در زمزمه هایش ، در مغازله و عشق بازیش، در بیعت نهایی اش صحبتی از دست ، آن عضو بیعت کننده، به میان نمی آورد تا بعد از عاشورا نه تنها دست برای عموم مردمان یاد آور علمدار با وفایش باشد، که این عضو در ملکوت اعلی و برای معشوق حقیقی نیز مخصوص عباس ابن علی ابن ابی طالب علیه السلام باشد
التماس دعا
یا علی