وقتی خوابم نیمه کاره میشه

و نمی تونم مشتی بخوابم

و به دلیلی بیدار بشم

رقیق القلب میشم

و اگه جای ملکوتی باشم

مکاشفاتی بهم دست می ده.

......

دم مغرب از فرط روزه دری معمولا بی هوش می شم

و خوابم می بره

......

پارسال چند روزه ماه رمضون رو اصفهان بودم

دم مغرب خوابم برد

با صدای اذون بیدار شدم و

رفتم مسجد برای نماز

بعد از نماز پیرمرد مسجد

شروع کرد به خوندن دعاهای روتین ماه رمضون

یه جمله اش یهو ذهنم رو خیلی درگیر کرد

الهم لک صمنا

خدایا، بار پروردگارا

روزه ما برای تو بود.

رفتم تو مکاشفه

این همه روزه گرفتی

با این همه سختی

برای خدا بود؟

یا از سر عادت؟

یا برای ترس آبرو؟

یا تهدید جهنم؟

یا تطمیع بهشت؟؟؟