میثم
یک سال پیش در چنین روزی ششم بهمن ماه ۱۳۸۸ برادرم میثم در یک سانحه آتش سوزی بشدت سوخت.
در آن زمان در مورد آن زیاد مطلب نوشتم
نکته ای را یاد آورشوم و خبری بدهم و چند عکس برایتان از آن روز ها بگذارم
در آن زمان که همه ما از لحاظ روحی در وضع بسیار بدی قرار گرفته بودیم یک روز ساعت ۳:۲۰ رسیدم بیمارستان.
رفتم پشت پنجره تا میثم را برای حدود ۴۰ دقیقه ببینم(داخل ایزوله بود و اجازه ورود عمومی نمی دادند).
ناگهان دیدم کارشناسان معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکده علوم اقتصاد به اتفاق مهندس مقصودی معاون دانشجویی و فرهنگی همگی آنجا هستند.
خیلی خوشحال و البته شرمنده شدم.
(مهندس مدیر فوق العاده ایی است و همان طور که در جلسه تودیعشان گفتم عجیب مدیریت نیرو ی انسانی می کند. او بر دلها مدیریت می کرد. در جلسه تودیع حاجاقای معصومی نیا لب مطلب را عالی بیان کردند که مهندس مقصودی از سر دانشکده و مدیران اون خیلی زیاد بود)
مهندس هدیه ای را از طرف جمع به ما اهدا کرد در آن روز که روحیه همه مان را بخصوص میثم را چند چندان کرد.
و آن تابلویی بود مزین به آیه شریفه:
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
|
و قطعا شما را به چيزى از [قبيل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماييم و مژده ده شكيبايان را و حالا خبر بدهم ان شالله که ما از صابرین بودیم در این مصیبت واقعا عظمی میثم را می دیدم که واقعا از صابرین بود. درهمان دوران بود میثم تازه مرخص شده بود و در اوج تب که فرزندشان نیز سقط شد. اواسط مهر ماه بود.چند روزی میشد که میثم از خانه خارج میشد که ماشینی به آسدعلی پسرشان زد و فرار کرد و دست و پای علی ۶ساله سه ماهی در گچ بود. ان شالله که از صابرین بوده اند میثم و اینها و ان شالله امروز در سالگرد آن حریق روز بشارت صابرین باشد برایشان. خانم میثم الان در بیمارستان بستری شده است. ان شالله تا ساعاتی دیگر آسد محمد حسین بدنیا می آید و شفق خورشید دوران امتحان زندگی شان خواهد بود. برای همسر میثم و فرزندشان همه دعا کنیم. یا علی پ ن۱: عکس ها را چون قبلا قول دادم می گذارم و الا قصد اعصاب خوردی نداشتم و ندارم.محمد حسین رو بگذارم.
پ ن ۲: دارم راه می افتم برم بیمارستان.خیلی دعا کنید ان شالله پست بعدی عکس آسد محمد علی و آسد پیشاپیش از نمایش عکسها معذرت!!! پ ن ۳: به دلایلی عکسها حذف شد یا علی
|
با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود.