احیای سنت یا جعل بدعت؟؟!!
یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر جامعه ما شده نابسامانی وضعیت خانواده ها و اجحاف هایی است که به زن در برخی خانواده ها می شود. قانون گذار با قرار دادن شروط الزام آور ضمن عقد خواهان حمایت از حقوق زنان بوده است هرچند باز تشخیص محقق شدن آن شروط به دادگاه محول شده و دادگاه هم کاملا سخت افزاری و بروکراتیک و در یک کلام با کاغذ بازی با موضوع برخورد می کند و زمان تلف می کند تا زن با مشاهده سختی ها بیخیال حق شود و یا به زندگی اش (با تمام دشواری هایش) برگردد و یا مهراش را حلال کند و جان را آزاد و یا با مشقت فراوان بتواند در پرسه ای چند ساله به حقوقش برسد در حالی که ضربات جبران ناپذیر روحی را در دادگاه ها متوجه می شود و جوانیش تباه می گردد.

بعضا خانواده ها نیز تصمیم به قرار دادن شرطی به عنوان شرط ضمن عقد در سند ازدواج می نمایند و حق طلاق را که در شرع مقدس اسلام انحصارا با مرد است وکالتا به زن می دهند تا زن همانند مرد هر موقع که خواست از مرد جدا شود.
هرچند این طرح میتواند دارای نقاط مثبتی باشد اما نقاط منفی ای هم به همراه خواهد داشت.
نمیخواهم در اینجا به نقاط منفی آن بپردازم اما مهمتر از همه این مشکلات، مشکل مبنایی است که ظاهرا این عمل مصداق آن است و آن بدعت در دین است.
شهید مطهری در کتاب ده گفتار صفحه 151- 150بدعت را اینگونه تعریف می کند که کسی در دین خدا چیزی را وارد کند که از دین نیست. از پیش خود چیزی را جعل کند که مربوط به دین نیست. استاد شهید معتقد است "همه وظیفه دارند که با بدعت مبارزه کنند".
صرف نظر از اینگونه مشکلات، بنظر بنده مشکل اصلی جامعه ما نگرش مادی است که به همه چیز حتی ازدواج که محور اصلی آن محبت و ایثار است می باشد.انسان دنیای مدرن میخواهد همه مشکلات مبتلابه اش را با عقل حسابگر خود حل کند. فراموش شدن معنویت ما را ناچار می سازد که همان طور که ماشینمان به خرج می افتد سریع تعویض می کنیم تا به قول مسعود به خنسی نخورد، همسرمان را نیز با دیدن اولین ایراد تغییر دهیم و در یک کلام نگاه، نگاه ابزاری و مادی شده است به همه چیز حتی معنویات و دور شدن از کلام رب که مربی و پرورش دهنده ماست و مربی قرار دادن عقل ناقص بشری خویش و این است درد بشر مدرن که هر روز دردهایش رو به فزونیست.
به مورد کاوی مطرح شده برگردیم.
نگاهی به قرآن انداختم تا ببینم رب برای پیشگیری و نه درمان این درد چه تجویز کرده است؟
به این آیه رسیدم:
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا
و اگر از جدايى ميان آن دو [ زن و شوهر] بيم داريد پس داورى از خانواده آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن] تعيين كنيد اگر سر سازگارى دارند خدا ميان آن دو سازگارى خواهد داد آرى خدا داناى آگاه است. آیه ۳۵ سوره نسا
بله خدایی داریم حکیم که مرکز اندیشه های ناب است.
بهترین دادگاه برای دعوی حق زن خانواده است نه دادگاههایی که دزدان و بزهکاران و کلاه برداران را به آن می آورند.
احساسات لطیف زن در دادگاه جریحه دار می شود.
احساسات لطیف زن ممکن است باعث شود تصمیمی بگیرد که شاید بهتر باشد با در معرض قرار گرفتن داورانی مرضی الطرفین تلطیف شود.
ناراحتی و دلسردی مرد ممکن است باعث شود مسایلی اتفاقی بیفتد در حالی که داورانی مرضی الطرفین میتوانند مانع از وقوع این حوادث ناگوار شوند.
ای کاش بجای وضع شروطی که سنخیتی با روح اسلام ندارند، به احیای این سنت (متاسفانه) منسوخ شده الهی روی می آوردیم.
البته قطعا این شورای حکمیت باید دارای شرایطی باشد؛ مثلا داورانی امین و عادل می خواهد و دارای برش، که مرد و زن خود را ملزم به اجرای آن بدانند.
به امید دنیایی سرشار از معنویت
با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود.