ساعت 2:06 بامداد چهارشنبه

4 روز از هجمه گرگان صهیونیست به باریکه غزه می گزرد.

و 3 روز از پیام تاریخی آقایمان،ولی فقیه مان

شاید بعد از آن پیام تاریخی بود که کمبود فهم سیاسیمان تحت الشعاع آن قرار گرفت و وظیفه ای احساس کردیم.

ولی مثل همیشه تاریخ ، صاحبان عقل معاش شروع به تامل وتحلیل کردند که چون از لفظ جهاد سخنی به میان نیامده پس پیام چیز خاصی ندارد.می گویند از پیام دفاع فهم می شود که آن هم قبل از آن بدیهی بود. عده ای دیگر پارا فراتر گذاشته و هم صدا با سران خائن عرب اراجیف دیگری نسبت دادند.

اگر آنها را به حال خود رها کنیم و به خویش به پردازیم خواهیم دید که در خودمان نیزچند دستگی موج می زند.

هر گروهی به نتیجه خاص خود می رسد و به فتوای خود عمل می کند و یورشی و تجمعی و تحصنی به مکانی می کند و ....

از همه رنج آورتر آن است که عده ای دیگر خود را از خواص می دانند و دیگران را به حرکت به سمت آدرس غلط متهم می کنند و خود به آدرسی از همه غلط تر می روند.

دیگران را به احساسی بودن و شدن متهم می کنند و خود را عقل گرای در ولای ولی می دانند و می خواهند کار بنیادین و اثر بخش انجام دهند در حالی که  تمام انرژی خود را به باد می دهند.

خموش باشم بهتر است.

چون ناخواسته خودم نیز از همان قماش خواهم شد.

چیزی که الان مهم است دفاع از غزه است.

به هر شکل و هر طریق.

جواب گویی به خدا و امام عصر و قیامت و ولی فقیه که برایمان بازیچه و شعار شده است

بیاییم بگونه ای عمل کنیم که در این برهه حساس  شرمنده تاریخ  نشویم.

یا علی