|
کشکول
ای کاش تو مرا می کشتی...
سلام
یه مطلب بکری به ذهنم خطور کرده. تم بسیار زیبایی است. از تکرار پذیری تاریخ است. دیشب تا اذان صبح داشتم کتاب مناظره شهید بهشتی با کیانوری و پیمان و فتاح رو پیرامون آزادی و هرج و مرج رو می خوندم. بعد از نماز تا حدود ساعت ۶ به مطلبی که می خواهم بنگارم می اندیشیدم. خیلی عالیه. هر چقدر بیشتر می اندیشیدم به ابعاد جالب تری می رسیدم. شما را بشارت می دهم به مطلبی توپ به قول خودمون خره می پکونمدون دعا کنید فقط مثل فیلم دلشکسته نشود.که تم خوب به دست نویسنده و کارگردان نا اهل افتاد .(منظور از نا اهل این کاره نبودن است /فکر بد نشود) پس شما را بشارت می دهم. بشارت به مطلبی پکوننده وای.همین الان برام مکاشفه شد. خداوند هم در صورت قارعه پکونده. کنایه فهما کجای مجلس نشستند؟؟!!! یا علی پ ن: امروز با وجود اینکه ۳ ساعت بیشتر نخوابیدم ولی خیلی خوشم دوشنبه هشتم تیر 1388 :: 16:14 :: نويسنده : رها درباره وبلاگ ![]() با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود. پس آمدم ولی نه با تمام قوا... و از معبود و محبوبم می خواهم که یاریم کند آرشيو وبلاگ برترینهای کشکول از منظر رها |
|