تبليغاتX
کشکول - این وبلاگ تا اطلاع ثانوی وقف انتخابات شد(14)
کشکول
ای کاش تو مرا می کشتی...

سلام

جدیدا به این نتیجه رسیدم که آخرت خودم را برای دنیای دیگران به باد ندهم.

فلذا سعیم بر این بود تا در حمایت از هیچ شخص و حزبی افراط نکنم و جانب احتیاط (شرعی و نه مصلحتی ) رو رعایت کنم و به اصطلاح پیاده نظام حزب و گروه و شخصی نباشم و از بالا به قضیه نگاه کنم.

ولی چند روزیست عجیب نگران اوضاع شدم. بنظرم داره یه انحراف شکل می گیره.

تصورم این بود میرحسین صاحب اراده است و شاید مثل خاتمی نیست که دیگران برایش تصمیم بگیرند.

ابتدا نیز خوب وارد کار شد.

برای مثال خط قرمزهایی که برای کسانی که می خواهند در ستادش فعالیت کنند.

دیدار نکردن با اعضا دفتر تحکیم

سخن از امام و شهدا گفتن

و ....

ولی بعد ایشان کارهایی کرد که موجب نگرانی حقیر شد.

نمی خواهم زیاده گویی کنم ولی متاسفانه ایشان صحبت هایی کرد که دوست دارم این گونه باشد که عقاید ایشان نیست.چون میر حسین را این نمی دانستم.

موضع ایشان درباره فلسطین

موضع ایشان درباره امریکای لاتین

موضع ایشان درباره نهضت آزادی

میدان دادن به مشارکتی هایی که اصلا در چهارچوب خط قرمزهایی که حضرت میر ابتدا مشخص کردند قرار ندارند.

اراجیف نگاری درباره حماس وفلسطین در روزنامه ستادی ایشان(اندیشه نو)

اوضاع ستادهای جوانانشان و فستیوالهای شادی انتخاباتی ایشان

که بنظرم می رسد که کار از دست میر انقلاب در رفته و موجب نگرانی حقیر گشت که اگر الان نتواند ایشان ستادش را کنترل کند بالطبع دولتش را نیز نمی تواند.

البته این حالتیست که من دوست دارم باشد که این مواضع آقای موسوی نباشد، بلکه اطرافیان هستن  که از موقعیت ایشان سواستفاده می کنند و صدایشان را از ستاد و کلام ایشان بلند می کنند.

حالت های دیگر هم متصور است که ان شالله آنها نیست چون میر حسین هر چقد اصلاح طلب باشد یک پایبند به اصول  متعهد است در منظر بنده.

پس نگران

ابتدا برای سیر انقلاب اسلامی و بعد از عاقبت میر امام و شهدا

که تاریخ بسیار بیرحم است و احساسات در آن راه ندارد.

پ ن

س ح ز شبهاتی مطرح کردند که قصد داشتم در این پست به آنها پاسخ دهم ولی رشته کلام این گونه شد.

دوشنبه یازدهم خرداد 1388 :: 13:16 ::  نويسنده : رها
درباره وبلاگ

با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود.
پس آمدم ولی نه با تمام قوا...
و از معبود و محبوبم می خواهم که یاریم کند