تبليغاتX
کشکول
کشکول
ای کاش تو مرا می کشتی...
 

اولین روضه مجسمی که در بدو ورود به کربلا از  ذهنم عبور کرد روضه نهر کوچکی بود به نام علقمه.

ترمینال(گاراژ) اتوبوسهای بغداد-کربلا نزدیک علقمه است.بین علقمه تا گاراژ تعداد زیادی مغازه کبابی است.بگمانم آنجا فقط جگرها را کباب می کنند و دلها را می سوزانند!!!!!

..........................................

با دیدن محل اسکان در کربلای معلی نا خودآگاه آیات :

وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى

 

 

 

ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى

 

 

 

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى

به ذهنم خطور کرد.

فندق الرسول دقیقا مقابل باب امام هادی حرم قمر بنی هاشم.

گویا مهمانی سفارشی است.

........................................

وقتی از داخل هتل مان

ضریح قمر بنی هاشم را دید می زدم

  .....

این پست از نظرم عبور کرد و.......

 

...........................................

همیشه در حرم ولی نعمتمان

علی ابن موسی الرضا

تنها دل خوشیم به بهشت را

عدم ازدیاد جمعیت کلافه کننده می پنداشتم

ولی امشب

در حرم حضرت عشق

 تنها دلخوشیم به بهشت

زیارت عینی حضرت اش است..

.....................

به محمد خاتمی بگویید برای مشاهده گفتگوی تمدنها نیازی به سفر ایتالیا  و مصافحه با زنان اجنبی نیست

گفتگوی تمدنها را باید در صحن با صفای حضرت عشق جستجو کرد که درآن واحد گروه های مختلف با فرهنگها و رسومات متفاوت با مولایشان درد و دل می کنند و برای امام مظلومشان عزاداری..

........................

دیشب وقتی مقابل بقعه مبارکه حضرت عشق اذن دخول می گرفتم با برخورد نسیم بهشتی به صورتم با تمام وجود این بیت را احساس کردم که :

بوی بهشت خدا از حرمش می وزد

بوی بهشت خدا سوی حسین است و بس

.......................

کربلای امروز همان کربلای سال ۶۱ هجری است.

در کربلای سال ۶۱ هجری عده ای بودند که در تاریخ به ناظرین مشهور شدند.

آنها در کربلا حضور داشتند و ناظر قضایا بودند.

بعضی از آنها با مشاهده مظلومیت آل الله به دور از کارزار بر روی تکه سنگی نشستند و برای آل رسول دعا کردند و عده ای دیگر وقایع را برای ثبت در تاریخ می نگاشتند.

کربلای امروز نیز چنین است.

مردم در کف العباس و تل زینبی و حرمین شریفین خرید و فروش می کنند و انواع و اقسام خوراکی ها را تناول می کنند....

..............................

بعد از ظهر ها اعراب در صحن قمر بنی هاشم زیر سایعه گنبد وبارگاه پناه می برند و استراحت می کنند

و من نیز امیدوار که آقا نیز سایه اش را از سر من کم نکند.

ولی در حرم حضرت عشق قضیه متفاوت است.

آنجا در بدو ورود به زیر سایه حرم آقا می روی.

تمام صحن حرم عشق را مسقف کرده اند.

و این به آن معناست که

شیعه همیشه ریزه خوار خان اباعبدالله است.

.............................

بین الحرمین ....

پل رویا و واقعیت.

 

 

.............................

امروز و در روز آخر برای اولین بار بعد از نماز ظهر و عصر به زیارت امام عشق رفتم.

بعد از اتمام زیارت صدای آشنایی را از بلندگوهای حرم شنیدم.

دلم از کنار مزار حسین بن علی پرکشید و به مزار حسین دیگر و در کربلای دیگر رفت.

خدام حرم زیارت دسته جمعی می خواندند.

بین آنها رفتم و به نیابت از همه خادمین شدای هویزه زیارت نامه را با خدام امام عشق زمزمه کردم.

همان ریارت نامه ایی که هر روز صبح در صحن هویزه می خواندیم.

ان شالله بعد از بازگشت از عراق قصد آن دارم  اهواز

از کاروان جدا شوم و چند روزی به هویزه بروم که این سفر را مهمان آن شهدا هستم و .....

.................................

کمتر از ۱۰ ساعت تا وداع با کربلا فرصت باقیست.

نمی دانم چگونه هنوز زنده ام!!!!!

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط رها |
 

مگر نه آن است که برای آنکه توقف زیاد در حرم موجب دل زدگی نشود می گویند: زر فنصرف؟؟

آیا برای آنکه تمام تمام عمر اشتیاق دیدار محبوب داشته است نیز این چنین است؟

آیا او اصلا سیری دارد که دل زده شود؟؟؟

..............................

لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

ای نجف نمي دانم در آن سته ايام خلقت ارض بر تو چه گذشته است!!

مگر نه آن است که که اگر قرآن بر کوه نازل می گردید از خشیت خداوند خاضع و متلاشی می شد؟؟

پس چگونه در شب ۲۱ رمضان شال ۴۱ هجری قرآن ناطق بر تو نازل شد و تو درهم کوبیده نشدی؟

شاید قرآن ناطق بر آدم ابوالبشر و شیخ الانبیا نوح نازل گردید ونه تو ای نجف!!!!

....................................

قال رسول الله :

انا و علی ابوا هذا الامه

کجای دنیا خانه مادر از خانه پدر جداست که خانه هم کفو ترین زوجها جدا باشد؟؟

در جوار علی زیارت حضرت صدیقه فاطمه الزهرا چه خواندنیست!!!

 

............................

در مسجد سهله مقامیست منسوب به امام صادق .وجه تسمیه آن این چنین است که روزی در بازار زنی از محبین اهل البیت ضربه ای به پهلویش می خورد که ناخود آگاه با صدای بلند یاد از مادر پهلو شکسته می کند.پس مامورین اورا گرفته و زندانی می کنند.امام مطلع شده و به مسجد سهله می روند و دو رکعت نماز در محل مقام کنونی اقامه می کنند و .......زن آزاد می شود.

در این مقام برای آزادی چند نفر دعا کردم.

اول دلم که اسیر شیطان است.دوم امام موسی صدر و احمد متوسلیان که اسیر صهیونیسم هستند.

سوم یه بنده خدا و نفر چهارم سید حسینی از رفقای دانشگاه.راوی کاضمین بود.برای زیارت به کربلا می آید و مامورین امنیت کربلا در وسایلش شوکر پیدا می کنند و بازداشت می شود.قرار بود پریروز دادگاهش برگزار شود و ولی امروز سحر مسئول دفتر بعثه کربلا را در صحن امام حسین دیدم.سراغ گرفتم گفت دادگاه ۱۰روز دیگراست.

گفتم چرا کاری نمی کنید؟گفت صحبت از ۳ تا ۵ سال زندان است.چه کنیم؟؟؟؟

در مقام امام صادق اصلا به یاد بازداشت شدگان فتنه اخیر نبودم!!!!

.....................................

وداع با امیر المومنین با تمام ناممکنی زمانی ممکن می شود که رجا زیارت امام عشق در دل داری.

اما با وداع با کربلا چه کنم؟؟؟؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم مرداد 1388 توسط رها |
سلام

الان کاظمین هستم

جای همه خالیه

صبح سامرا بودیم

و شب کربلا(ان شالله)

زیارت توریسم گونه شش معصوم و چندین امام زاده و بعد به نت آمدن هیچ نمی خواهد الا یک قلب قسی

کلی مطلب آماده کردم بنویسم

باشه اگه عمری بود کربلا

کاروان منتظرند.

البته احتملا چندتای شون هنوز پیدا نشدند.

بقول پسر داییم گزینششون کردند.

هرچی سربه هواس رو پیدا انتخاب کردند.

التماس دعا

شدید

نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط رها |
 

 

 

 

سلام

الان نجفم

یه جاییم که امبدوارم بتونم سالم ازش در بیام

ممنون سر زدیذ.

دیشب حرم اقا باز بود

تا صبح بودیم

یه بازنگری در روش مدیرت انجام دادم

حالا این بنده کافی نتیه خدا گیر داده باشه برابعد

تا کار دستم نداده برم

ولی چندتا خبر عالی

عصر میریم مسجد کوفه

شب حرم می مونم

فردا صبح مسجد سهله  وکمیل

خبر علیه:

پس فردا صبح  حرکت به سمت کاظمین و سامرا

و نماز مغرب دوطفلان

برا شب هم ان شالله حرم حضرت عشق

یا علی

خیلی دعا کنید.

یک شیطونیای کردم

با امریکایا  و ....

به یاد همه تونم

یا علی

نوشته شده در تاريخ شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط رها |
 

سلام

میروم تا خضوع خاک را

به محضر آفتاب کربلا برسانم.

 

 

پ ن :

اگر برنگشتم متن وصیت نامه ام را سید بهیار بر روی وبلاگ بگذارد.

ان شالله نائب الزیاره همه رفقای مجازی و حقیقی باشم.

حلال بفرمایید

یا علی

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط رها |
قالب وبلاگ