تبليغاتX
کشکول
کشکول
ای کاش تو مرا می کشتی...
کاش زمانی که خلق الله

در میدان کسی که از آن مدام دم میزنی

میدان ولیعصر

فریاد می زدند:

احمدی بت شکن بت بزرگ را بشکن

عنایتی می شد

و می فهمیدی که

بت بزرگ

بت نفس است!!!

بخود بیا برادر!!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط رها |
آقای احمدی نژاد

گویا چشم شما

اسفندیار مشایی

چشم اسفندیار شماست.

 

 

نه آن که شما رویین تن هستید و فقط چشمتان نقطه ضعف شماست

نه

از آن جهت که برای مشایی قافیه را خواهی باخت

و بدان که رستم (نه کیکاووس و ضحاک ) با اشارت سیمرغ تیر خلاص را رها کرد!!!

بخود بیا برادر

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 توسط رها |
ساعت ۱۸:۳۵  تابناک اعلام کرده آقای ابوترابی بعد از دیدار با آقای خامنه ایی گفته اند که آقا نظرشان را جهت برکناری مشایی به رییس جمهور کتبا ابلاغ کرده اند.

ولی هنوز حکم عزل ایشان از طرف رییس جمهور داده نشده.

گویا هاشمی ثمره گفته است تغییری حاصل نخواهد شد.

(البته ایشان یا قبل از ابلاغ نظر گفته یا در جریان ابلاغ نبوده و یا....)

تا اخبار ۲۱ صبر می کنیم .مثل مطلب گذشته امیدوارانه.

و یا شاید تا آخر امروز صبر میکنیم.

و الا هستیم در خدمت رییس جمهور ولایتی ولایت مدار!!!!

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام تیر 1388 توسط رها |

سلام

قصد داشتم در مطلب اخیر با باز گرداندن نام کشکول بعنوان نام این وبلاگ به روال سابق برگردم و بیشتر اجتماعی بنگارم تا سیاسی.

ولی رئیس جمهور (ترجیح می دهم از هیچ صفتی استفاده نکنم ) با اقدام اخیرشان مرا واداشتند تا با قرار دادن مطلبی اعتراض خود را به مشی اخلاقی ایشان بیان نمایم.

.....................

هنگامی که رییس جمهور منتخب در اولین گفتگوی تلویزیونی خود خطاب به مردم گفتند توصیه احدی را برای انتخاب افراد کابینه قبول نخواهم کرد ، با توجه به روحیات ایشان نگران شدم.

....................................

هنگامی که در روز یکشنبه بعد از انتخابات ایشان در جشن پیروزی در میدان ولی عصر گفتند حرف احدی را برای انتخاب افراد کابینه قبول نخواهم کرد و مردم برایشان هو کشیدندو دست و سوت و جیغ زدند با توجه به روحیه ای که از ایشان فهم دارم نگرانیم بسیار شدید تر شد.

.................................

در حال بازگشت یکی از آثار باستانی ارزشمند کشورمان،  تخت جمشید بودیم.

 همان  مجموعه ایی  که ساختمان های مشخصی مخصوص مشاورین فرمانروایان  ایران بزرگ داشته است ،همان مشاورینی که قطعا توصیه آنها در تصمیمات فرمانرویان بسیار اثر بخش بوده است..

اخبار ساعت 14 رادیو را روشن کردیم تا از خطبه های نماز جمعه آقای هاشمی مطلع گردیم که خبر اول آن انتصابات جدید رییس جمهور بود.

بعد از پایان خبر اول یاد جمله ریس جمهور در میدان ولیعصر، ساختمان مشاورین پرس پلیس، سوره شورا و عهد نامه مالک اشتر  افتادم و تاسف خوردم.

........................

توصیه احدی را قبول نمی کنم به چه معناست؟

هر کس شما را خوب بشناسد متوجه می شود این جمله به معنای مقابله با رانت خواری صرفا نیست.

این جمله پالسی بود به ......

 امیدوارم اشتباه فهم کرده باشم!!!!

 ...................................

آقای احمدی نژاد ما با انتخاب مجدد شما خوشحال شدیم ولی باز مثل دفعات مکرر در چهار سال گذشته بخاطر حرکت های عجولانه و بدون درایت و قطعا انتحاری حضرتعالی نگران ، ناراحت و سر خورده هستیم.

...................................

در نهایت امید وارم انتصابات اخیر بزرگترین گاف حضرت عالی باشد.

امیدوارم اگر توصیه احدی را قبول نمی کنید ، توصیه جمعی از دلسوزان نظام را قبول نمایید.

 امیدوارم اسفندیار مشایی ، چشم اسفندیار شما نباشد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط رها |
همانطور که عرض کردم، شما دولتی هستید مردمی؛ یعنی وقتی مردم حرف شما و صدای شما رامی شنوند، کانه یکی از جنس خودشان یک حرف می شنوند؛چون از موضع بالا و متکبرانه با مردم حرف نمی زنید؛خوب،طبعا توقعاتشان زیاد می شود.پس این خوب است ؛ اما توقعات را هم زیاد می کند.اگر چنانچه یک جایی برخلاف این توقعات رفتار شد،در ایمان و اعتقاد مردم اخلال به وجود می آیدو این جایز نیست.نباید بگذارید چنین اتفاقی بیافتد.آنچه که وعده می دهید انجام بگیرد.

                                مقام معظم رهبری در دیدار اخیر هیئت دولت با ایشان

 

 

چکیده:

هنگامی که با دید استراتژیک به دولتهای اخیر جمهوری اسلامی ایران می نگریم ، شاهد جهت گیری ها و عملکردهای متفاوتی از آنها در اموری ریشه ای و پایه ای همچون چشم انداز و ماموریت و اصول و ارزشهای حاکم بر عملکرد آنها هستیم.

در ابتدای  این جستار سعی بر آن است به تبیین سه مفهموم چشم انداز ، ماموریت و اصول و ارزشهای حاکم بر سازمان پرداخته شود . در ادامه  به بررسی مصداقی سه مفهوم فوق در دولت اصلاحات و دولت اصولگرا  پرداخته خواهد شد و در نهایت به اهمیت اصول و ارزشهای حاکم بر سازمان در محوبیت و یا اعتراضات عمومی نسبت به عملکرد فعالیت های سازمان(دولتها) در مقابل اقبال یا روی گردانی اولیه نسبت به چشم انداز ترسیم شده آنها اشاره خواهد شد.

 

از ملزومات هر گروه و سازمانی که قصد تاثیرگذاری و پیشرفت در جامعه را خواهان است ، داشتن چشم انداز ، ماموریت و اصول و ارزشهای حاکم بر آن گروه و سازمان می باشد.سازمان در چشم اندازی که برای خود ترسیم می کند ، سعی میکند آن آرمان و مدینه فاضله ایی را که قصد تحقق آن را دارد را تبیین نماید .چشم انداز نمایان گرر افق دید اعلای رهبران و مدیران یک سازمان است .سازمان  با هدف گیری و قصد رسیدن به چشم اندازی که برای خود ترسیم می کند ماموریت سازمان را مشخص می نماید.ماموریت یعنی هدف عملیاتی سازمان با رویکردی که چشم انداز برای آن ترسیم کرده است.ماموریت وجه تمایز فعلی سازمان از دیگر سازمانهاست .

 این نکته حائز اهمیت است که سازمان برای رسیدن به چشم انداز  خود نمی توند از هر شیوه و روشی استفاده نماید.سازمان ناگزیر است تا اصول و بایدها و نبایدهائی را برای خودتبیین نماید و در چارچوب آن اصول که ارزشهای هر سازمان به شمار می آیند  به سوی چشم انداز حرکت نماید.در نگاهی دیگر ، ارزشهای حاکم بر سازمان را می توان منتج شده از چشم انداز و ماموریت سازمان دانست.به این گونه که با ترسیم چشم انداز و طراحی ماموریت سازمان ، بالعرض ارزشهای حاکم بر سازمان و نیز تبیین مشخص شده است.به بیان دیگر بار معنویی که چشم انداز با خود به همراه دارد د، ارزشهای حاکم بر سازمان را آشکار می سازد.

با این مقدمه و برای درک بهتر مفاهیم ارائه شده ، به بررسی چشم انداز ،ماموریت و ارزشهای حاکم بر سازمان دو دولت اصلاحات جناب خاتمی و اصولگرای جناب احمدی نژاد می پردازیم.البته این نکته قابل ذکر است که وظیفه هر سازمان و گروهی است که خود به تبیین سه مولفه فوق الذکر بپردازد ولیکن به دلایلی این عمل در فضای کلان سیاسی کشور محلی از اعراب ندارد و در این جستار سعی برآن شده است با استفاده از شعارها و عملکردهای هر یک از دو دولت به تبیین آن مفاهیم پرداخته شود.

معمولا چشم انداز هر گروه و جنبش سیاسی ، به عنوان شعار اصلی آن گروه استفاده می شود.دولت اصلاحات با چشم انداز قرار دادن "رسیدن به جامعه مدنی"  وارد فضای سیاسی آن زمان شد.و ماموریت اصلی خود را ایجاد فضای آزاد سیاسی و اجتماعی ، اصلاح طلبی در جامعه دانست.بدیهی است که با این چشم انداز و ماموریت ترسیم شده ، این گروه می بایست آزادی بیان  و آزادی اندیشه،  را ارزش خود قرار دهد و شاهد آن بودیم که این ارزش در شعار "زنده باد مخالف من " متبلور گردید.

ولی دولت اصولگرای جناب احمدی نژاد با چشم انداز و شعار اصلی "دولت اسلامی" خود را در عرصه انتخابات مطرح کرد و ماموریت اصلی خود را ایجاد عدالت علوی ، فقر زدایی  معرفی کرد. بالطبع ارزش و اصول حاکم بر این دولت پایبندی به اصول اسلامی و ارزشهای انقلاب و شایسته سالاری ونه حزب سالاری خواهد بود.

حال با تبیین  چشم انداز، ماموریت و ارزشهای حاکم بر هر یک از دو دولت اصلاح طلب و اصول گرا، به بررسی علتی از علل حمایتهای اولییه عمومی از این دولتها و رفته رفته مایوش شدن و اعتراضات مردمی پرداخته خواهد شد.

معمولا اقبال و حمایت های عمومی از گروها و سازمانها از جهت آن چشم انداز و ماموریتی است که آن سازمان و یا گروه برای خود ترسیم نموده اند.برای نمونه شعار جامعه مدنی و اصلاح طلبی در آن برهه زمانی که بنحوی تک صدای در جامعه طنین انداز بود ، چشم انداز و ماموریت مقبولی برای عموم جامعه بود ویا شعار دولت اسلامی و عدالت در زمانی که مفهمو آزادی مسخ شده و به اباحه گری و بی قید بندی در عرصه اجتماعی تبدیل شده بود، و خلا معنویت و دین در جامعه احساس می شد، با حمایت شدید عمومی مواجه گردید.

ولی به دلیل آنکه چشم انداز و ماموریت ها بیشتر جنبه کیفی دارند و همچنین رسیدن به چشم انداز و فهم آنکه ماموریت ها در مسیر رسیدن به چشم انداز است یا خیر، نیازمند گزر زمان است سنجش را با مشکل مواجه می کند ، فلذا نا رضایتی و اعتراضات کمتری را از عوام متوجه خود می کنند.

ولی پایبندی به ارزشها و اصول حاکم بر سازمان کاملا عینی هستند و تبعیت و یا تخطی از آن ارزشها سریعا از خود  بازخورد نشان می دهد و می تواند ادامه دهنده حمایت و رضایت عمومی حاصله از ترسیم چشم انداز باشد و یا شروع اعتراضات و نارضایتی .

و آنجاست که دولت اصلاحات با منحصر کردن آزادی در عرصه اجتماعی آن هم به شکل مبتذل ، و ناتوانی در ایجاد فضای آزاد سیاسی محبوبیت خویش را لحضه به لحضه از دست می داد و دولت اصولگرا برای نمونه با اهمال در ارزشهای ناب انقلاب در مورد سخنان معاون ریس جمهور درباره اسراییل و عدم شایسته سالاری در مورد انتخاب وزرا نه تنها از محبوبیت خود کاسته است که اعتراضات عمومی را ایجاد نموده است.

لازم به ذکر است که عدم پایبندی موردی به اصول و ارزشها در عوام دارای تاثیر گسترده منفی و بعد تخریبی تبلیغی_رسانه ای  خواهد داشت ولی ملاک موفقیت یا ناکامی برای خواص میزان تحقق چشم انداز می باشد.

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط رها |
چرا هنگامی که سه تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران به کنگره امریکا می روند و گویا مذاکراتی هم با سناتور شیطان بزرگ می کنند ، تمامی آرمانخواهان ...... می گیرند و تمام جملات حضرت روح الله را فراموش می کنند ولی هنگامی که مشایی احمدی نژاد ناخواسته اشتباهی لبی می کند ، تمام آرمان ها زنده می شود و تمام جملات معمار کبیر انقلاب بر روی پلاکاردها  نوشته می شود وکاری با او می کنند که او مجبور شود برای حفظ آبرو ، اشتباهش رو توجیه کند و بازهم ناخواسته بیشتر برای خود حرف و حدیث درست کند زیرا هزار دلیل برای اشتباه آوردن  ، یعنی مرتکب هزار و یک اشتباه شدن!!!

 

 

چرا هنگامی که کردان ، دکتر لاریجانی صدا و سیما است ، هیچ کس از افتخاری و تقلبی بودن مدرک دکرایش حرفی به میان نمی آورد ویا هنگامی که با همان مدرک عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جاسپی می شود احدی پیگیری سبقه تحصیلی ایشان را نمی کند ولی هنگامی که کردان احمدی نژاد می شود(و نه دکتر کردان او) تمام اصولگرایان مجلس ندای وااسلاما سر می دهند .دروغ (ظاهرا نگفته ) را بعد از تجاوز به عنف بالاترین گناه بشریت می شمرند و کردان احمدی نژاد را فرد فاسق و و دروغ گو می خوانند همان دکتر کردان ،مدیر نمونه لاریجانی ویا استاد برترجاسپی و هتک حرکت او و خانواده اش را مباح و حق مسلم او می شمرند و فراموش می کنند که حرمت مومن افضل من حرمه الکعبه

 

 

 

پ ن : این مطلب بیشتز از آنکه جنبه محاجه و جدلی داشته باشد جنبه سوال دارد.  لطفا اگر تمایل برای گذاشتن نظر دارید به دو سوالی که پرسیده شده جواب دهید.یعنی دو سوال را واقعیت فرض کنید و علت را بفرمایید و اگر نظری در له یا علیه نوشته دارید علت را فراموش نکنید زیرا ان شاالله در پست آتی قصد دارم از دید مدیریتی به این دو چرا پاسخ دهم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 توسط رها |

سلام

بعد از اردوی جهادی و دوری حدود یک ماه از  سیاست و عالم رسانه و خبر ، بازگشت به محیط مجازی و بحث سیاسی برایم سخت است ولی من باب "یا ایها الذین آمنو اوفو بالعقود "، خود را موظف می دانم جواب "س ر ب" را بدهم.

الان ساعت حدود 4 بامداد است.ساعت یک به خانه یکی از رفقا رفتم و بعد از دوری یک ماهه از سیاست ، از این عالم برایم سخن گفت.در نهایت به احمدی نژاد اهانت کرد که نتنها آبروی نظام و ایران را برده است که آبرویی برای دین و خدا نگذاشته است و اردوی جهادی را نقد کرد که مهدی وظیفه تو الان درس است ونه خانه سازی و....

 من خواستم از هدف متعالی اردوی جهادی برایش بگویم که هدف این سفر خودسازیست نه خانه سازی ولی دیدم آنقدر شاکیست که صحبتم اثری ندارد.روزنامه همبستگی را باز کرده بود و با استناد به اخبار آن ، احمدی نژاد را می کوبید و مورد اهانت قرار می داد.

سریع خداحافظی کردم و باز به مظلومیت احمدی نژاد و قدر نشناسی  مردم که اگر دست را تا آرنج عسل کنی و در دهانشان قرار دهی ، گازش می گیرند تاسف خوردم .

درست است که به دکتر انتقاد بسیار دارم ولی باز هم معتقدم در این جو مسموم ، وظیفه ام(مان) حمایت است نه نقد.

با سرعت زیاد شروع به رانندگی کردم تا ذهن مشوشم کمی آرام  گیرد.سری به میدان امام و سی و سه پل زدم ولی صحنه هایی دیدم که مشوش تر شدم.

بهتر است جواب" س ر ب "را بدهم.

از این که فهرستی جواب می دهم از همین ابتدا معذرت می خواهم چون اصلا حال خوشی ندارم.

1. 

 

 

 

 

 

    تا آنجا که من به یاد دارم ، دکتر هرجا سخنرانی می کرد ، مبحث اصلی اش عدالت بود و نقد دول گذشته در حواشی صحبت هایش بود.خود من هر جا برای دکتر سخنرانی می کردم ، از عدالت می گفتم.

در ضمن دکتر کی گفت من تیم تشکیل نمی دهم؟

دکتر همیشه می گفت اگر قبلی ها اتوبوسی مدیر آوردند من با قطار مدیر می آورم . او دامنه انتخاب مدیران را از هم تیمی های سابقش بازتر کرد وهم عقیده ها را در این دامنه قرار داد. ولی شاید اشتباه دکتر آن بود که نمی دانست هم عقیده ها در جهان واقع دامنه ای کوچکتر از هم تیمی دارند.(در آخرین جلسه ای که با دکتر داشتیم تلویحا به این مسئله اشاره کرد)

در ضمن من منظورم آن بود که ما باید بعد از انتخابات نیز با همان قوت قبل به تبلیغ و نقد سازنده دکتر می پرداختیم تا بیما دلان از فرصت استفده نکنند وبه تخریب دولت و نقد مبتذل روی نیاورند.

 2.

 

 

 

تئوری اولیه دولت اسلامی را مگر خود دکتر مطرح نکرد.تئوری حذف سود بانکی ، اطاعت محض از رهبری و فعالیت شبانه روزی مدیران و اخذ میثاق نامه از آنها وصدها تئوری دیگر را چه کسی غیر از احمدی نژاد در عالم غریب غربی جامعه اسلامی !!  مطرح کرد؟

پس لطفا بی انصافی نکن و بپذیر که او تئوری های اولیه خوبی داشت و وظیفه من دانشجو و شمای استاد بود تا تئوری های خام او را پخته کنیم. اصلا اگر او حرف نو و تئوری جدیدی نداشت ، پیروزی او در انتخابات و اقبال مردم به اورا چگونه توجیه می کنی؟از تقلب سخن نگو که اصلا قابل قبول نیست که بتوان در برابر یلی مانند هاشمی تقلب کرد.

پس بپذیر که به پشوانه تئوریهای نوین که برخواسته از آرمانهای انقلاب و خواست ملت بود ، کاندیدا شدنش صحیح بود و رای ملت به او صحیح تر

3.

 

 

من باز هم می گویم کدام نهاد انقلابی به احمدی نژاد پیشنهاد سازنده داد که او عملی نکرد؟

اما در مورد مثالی که آوردی : با مطالعه بیو گرافی آن اقتصاد دانان و مکتب فکریشان ، به نتایج جالبی خواهیم رسید که
آن را به خودتان حواله می کنم و اگر خود نامه را بررسی و حلاجی کنیم ،متوجه می شویم که رویکرد نامه کاملا مغرضانه و عناد آمیز است.در ضمن جواب آنها را مگر به طور آکادمیک و علمی نداد و مگر با آنها جلسه مناظره نگذاشت؟پس بپذیریم که دکتر حتی به منتقدین مغرض خود هم اجازه نقد و حتی مناظره داد و حقانیت خود را ثابت کرد .

گفتی او اقتصاد را علم نمی داند.پس چگونه است که معاون اول خود و مشاورانش را از اقتصاد دانان برگزیده است و ...

اما موضعگیری های سیاسی:

مگر احمدی نژاد کلامی بالاتر از امام و آقا زده است؟

 

israel_ahmadinejad.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد از گذشت 16 سال گذشت  از جنگ و امام ، یک مرد پیدا شد حرفهای انقلاب و بنیانگذارش، روح الله کبیر را، فقط تکرار کرد.حال اگر فقط غربیها خشمگین می شدند و موضع می گرفتند ما را خیالی نبود ، زیرا آنها باید ار انقلاب ما عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند(شهید مظلوم بهشتی) ولی ما شاهد آن بودیم که  همان به ظاهر دلسوزان اسلام وایران ، بیشتر از غربی ها از سخنان  امام که از زبان دکتر خارج شد ناراحت شدند و فریاد "وا اسلاما" سر دادند.

4.در این مورد باید باز بگویم ، سخن اولیه من را خوب فهم نکرده اید.من گفتم کار تیمی حلقه مفقوده ما ایرانی ها و به خصوص حزب اللهی هاست ( قبلا در پدیده الهامیست به آسیب شناسی این مسئله پرداخته ام). من در این بخش نوشته ام می خواستم بگویم بیاییم احمدی نژاد را از جنس خود بدانیم و کمبود ها و نواقص (شاید) ذاتی خود را از او مطالبه نکنیم و توقع معجزه از او نداشته باشیم.

5.کدام بزرگان؟ برایت توهم شده است برادر .مشکل همانجاست که به آن اشاره کردم. مشکل آنجاست که شعاري که با آن راي آورد و ما همه جا دم از آن زديم را اشتباه متوجه شديم. ما "مي شود مي توانيم" را "مي شود مي تواند" تصور کرديم و جايگاهمان را در اين پرسه از هم رزم به هم بزم تغيير داديم و در بزم ها با تو بوديم و در جنگ ها اگر عليه تو نبوديم ، ساکت بوديم.

 

6. کجا گفتمان دینی زیر سوال رفته است؟نگاهی به جوامع بین الملل بیانداز تا ببینی احمدی نژاد چگونه سخن امام روح الله را که صدور انقلاب بود را احیا و عملی کرده است.تامل کن که چرا تمام دولتها در برابر سیاست های ایران موضع گرفته اند و حلقه تحریم های ایران را هر روز با قطع نامه هایشان گسترده تر می کنند؟و نگاه کن که چگونه ملتهای آزاده آنها به آرمانهای امام و انقلاب متمایل شده اند و از دولشان و دین قلب شده شان بیزارند و به اسلام و انقلاب ایران روی می آورند.

آری برای آسایش و رفاه طلبی می بایست سیاست چهار دولت گذشته را با آزادی بیشتر ادامه می دادیم . باید بجای امضا پرتکل الحاقی به پابوسی بوش پسر می رفتیم تا در طول چهار سال امارات متحده التماس کند که شهرستانی از ایران آباد آمریکائی گردد نه آنکه  برای مالکیت تنبین با ایران به نزاع برخیزد. 

آری برای تحقق آرمانهای الهی روح الله کبیربه قول خود امام بسیار باید سیلی خورد.بسیار

 

 

 

پس احمدی نژاد بایست و سیلی بخور و طاقت بیاور که سحر نزدیک است

 

الیس الصبح بقریب؟

 

 

 

 

             یا علی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط رها |

سلام

خیلی وقتم کمه

فلذا به چند تصویر بسنده می کنم

العاقل یکفی بالاشاره....

جواب مبسوط باشه بعد از اردو جهادی

یا علی

قبلا از گذاشتن تصاویر معذرت می خوام

ولی لازمه

چون انسان بنا بر انسان بودنش مستحق فراموشیست

یادمان رفته است که چه برما می گذشت و چه می شد اگر... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازم شرمنده

شاید این آخرین مطلبم باشه

حلال کنید

یا علی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 توسط رها |

 

 

سلام

ق ن در ادامه مطلب آخر متن می باشد.

 

"س ر ب" در نظرات پست قبلیم حرفایی زده که نمی تونم به این راحتی از کنارش بگذرم.

پس توی این پست نظرات ایشون را می خونیم

ان شالله تا قبل از رفتنم به خوزستان (رجوع به ادامه مطلب) جواب خواهم داد.

یا علی

 

 

سلام

1. مگر رسانه تو تا سوم تير که بود؟ رسانه من حرفای خیلی جذابم بود که عوام
میگفتن! در ضمن هنوز املایی ننوشته بودم که اغلاطش رو بشه.( همینجور نقد عوام پسند میکردم بدون اینکه رقیب امکان نقد متقابل را داشته باشه.مثلاً اینکه برخی مدیران چند شغله هستن و برخی ها فامیلاشون و تیم خودشون را میارن سرکار و ...)نمیدونستم خودم هم مرتکب این اشتباهات میشم.!
2. کجاي دنيا تئوري ها از نهادهاي رياست جمهوري خارج مي شود؟ تئوریها از نهاد ریاست جمهوری خارج نمیشه. تئوریها را باید در برنامه های رقابت
عرضه کرد و با خود به نهاد ریاست جمهوری برد. اشتباهم این بود که فرصت مطالعه و برنامه ریزی برای بعد انتخابات را نکرده بودم. کاندیدا شدنم اشتباه بود!
3. کدام يک از نهادهاي انقلابي و کارشناسان دلسوز به تو برنامه اي را پيشنهاد کردن
و تو نپذیرفتی؟ راستش اقتصاددانان چند بار نامه نوشتن و از عواقب کار هشدارم دادند اما من نشنیده گرفتم. نمیدونستم اقتصاد جدی جدی علم است.! تازه از تبعات موضعگیریهای سیاسیم هم خبر نداشتم. آخه روزی هزارتا از این حرفا را امام جماعت مسجدمون میگفت اما مشکلی پیش نمیامد نمیدونم چرا من که گفتم همه گیر دادند که ...!
4. کدام يک از ما در طول 30 سالي که از انقلاب مي گذرد کار تشکيلاتي منسجم و کار گروهي هدفمند و موفق انجام داديم؟ روسای جمهور سابق همگی یه حداقلی را داشتن اما راستش من اون حداقل را هم نداشتم!
تازه دیگران نداشتن دلیل نمیشد که من مرتکب این اشتباه میشدم و ...

5 . مي داني مشکل کجاست؟ آره! مشکل اونجایی بود که پا توی کفش بزگان کردم و مملکتداری را با اداره یه استان و یه سازمان مث شهرداری اشتباه گرفتم. راستش نمیدونستم که قضیه شوخی بردار نیست.
6. اي کاش حماسه سوم تير رخ نمي داد تا مابتوانيم با فرياد بلند داد بزنيم و اين گونه رسواي تاريخ نشويم.: آره راست گفتی! من هم باهات موافق و هم عقیده ام. ای کاش سوم تیر رخ نمیداد که اعتبار گفتمان دینی و نظام اسلامی به خاطر ندانم کاریها و بی برنامگی های ما زیر سوال بره. آخه در مقابل حمایت های بی دریغ رهبری، صندوق ارزی پر پول و ... بهونه مافیا که پذیرفتنی نیست!
7 . احمدي نژاد ما را ببخش و حلال کن.: اینو نگو! که عذاب وجدان میگیرم! گرونی مسکن، بالاتر رفتن سن ازدواج، پایین اومدن قدرت خرید مردم ، بی اعتبار شدن گفتمان اصولگرایی و ...!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 توسط رها |

 

 

 

     ما تو را به نداشتن رسانه متهم کرديم.

      مگر رسانه تو تا سوم تير که بود؟مگر غير آن بود که ما يک هفته امتحاناتمان را به تعويق انداختيم و هر يک به روستائي و شهري رفتيم و رسانه آرماني که از آن دم مي زدي شديم؟ ما را چه شد که بعد از حماسه سوم تير بريديم و به گوشه اي خزيديم و ساکت شديم؟

 

 

 

     ما تو را به نداشتن بنيه تئوريک متهم کرديم.

        کجاي دنيا تئوري ها از نهادهاي رياست جمهوري خارج مي شود؟ تا آنجا که من اطلاع دارم تئوري پروري وظيفه دانشگاه هاست.وقتي که زبان شکوه گشودي و گفتي توقع داشتم پس از گذشت يک سال از اسقرار دولت ، حداقل صد مقاله و چند همايش درباره دولت اسلامي از حوزه و دانشگاه خارج شود، من فقط شرمنده ات شدم.

    ما تو را به بي توجهي به نظرات کارشناسان متهم کرديم.

         کدام يک از نهادهاي انقلابي و کارشناسان دلسوز به تو برنامه اي را پيشنهاد کردندتا تو برنامه آنها را ناديده بگيري؟ما فقط شاهد آن هستيم که کارشناسان و حتي خود ما برنامه هايت و حتي شخص خودت رابه نقد کشانديم آن هم نقد مبتذل و هيچ راهکاري ارائه نکرديم.

    ما تورا به نداشتن تشکيلات متهم کرديم.

         کدام يک از ما در طول 30 سالي که از انقلاب مي گذرد کار تشکيلاتي منسجم و کار گروهي هدفمند و موفق انجام داديم؟ کار تشکيلاتي حلقه گمشده جامعه ما و بخصوص جامعه حزب اللهي ماست.

       مي داني مشکل کجاست؟ مشکل آنجاست که شعاري که با آن راي آوردي و ما همه جا دم از آن زديم را اشتباه متوجه شديم.

 

 

 

 

ما "مي شود مي توانيم" را "مي شود مي تواند" تصور کرديم و جايگاهمان را در اين پرسه از هم رزم به هم بزم تغيير داديم و در بزم ها با تو بوديم و در جنگ ها اگر عليه تو نبوديم ، ساکت بوديم.

      اي کاش حماسه سوم تير رخ نمي داد تا مابتوانيم با فرياد بلند داد بزنيم ما اهل کوفه نيستيم ، و اين گونه رسواي تاريخ نشويم.

       احمدي نژاد ما را ببخش و حلال کن.

 

ما بيش از تو مقصر هستيم .ما تورا بالا آورديم ورهايت کرديم

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهارم تیر 1387 توسط رها |
قالب وبلاگ