ابن اثیرمورخ قرن ششم هجری :
«... چون کار حسین بدان گونه رسید ابن زیاد، عمربن سعد را خواند و گفت : «برو برای جنگ حسین که اگر ما از او آسوده شویم تو به محل ایالت خود خواهی رفت». عمربن سعد عذر خواست. ابن زیاد گفت : «قبول میکنم به شرط اینکه فرمانداری ری را به ما پس بدهی.»
چون آن سخن را شنید گفت : «یک روز به من مهلت بده که من مطالعه و مشورت کنم.» چون عمرسعد وارد سرزمین کربلا شد روزی حسین بن علی برایش پیغام داد که با تو سخنی دارم و بهتر آن است که امشب با من ملاقات کنی. عمر سعد اجرای امر کرد و با پسر و غلامش دور از انظار سپاهیان به ملاقات حسین رفت.
حسین به او گفت : «تو میدانی که من پسر کیستم. از این اندیشه ناصواب درگذر و سلوک طریقی اختیار کن که متضمن صلاح دنیا و آخرت تو باشد. از اهل ضلال ببر و به من پیوند و بر خاری دنیای غدار مغرور مشو.» عمر سعد جواب داد : «میترسم ابن زیاد خانهام در کوفه خراب کند.»
حسین گفت : «سرایی بهتر از آن به تو میدهم.» ابن سعد گفت : «در ولایت کوفه ضیاع و عقار دارم، از آن میاندیشم که پسر مرجانه همه را تصرف و مصادره کند.»
حسین مجددا گفت که اگر آن ضیاع و عقار هم تلف شوند تو را در حجاز مزارع سرسبزی میبخشم که هزار بار از مزارع کوفه بهتر و مفیدتر باشد. چون عمرسعد متوجه شد که در مقابل سخنان راستین فرزند علی بن ابی طالب جوابی ندارد بدهد سردرپیش افکند و پس از لختی تامل گفت : «حکومت ری را چه کنم که دل در گروی آن دارم ؟»
حسین بن علی پس از شنیدن این سخن از حب جاه و حرص و آز پسر سعد و قاص در شگفت شد و فرمود : «لااکلت من برالری» یعنی : «امیدوارم از گندم ری نخوری.» عمرسعد با وقاحت جواب داد : «اگر گندم نباشد جو توان خورد.»
پس از وقاعة كربلا وشهادت امام سوم شيعيان و يارانش بسبب حوادث متواتري كه رخ داد عمرسعد نه تنها بمقصود نرسيد و حتی از جو ري نخورد بلكه سر در اين سودا گذاشت و بفرمان برادر زنش، مختار بن ابو عبيدة ثقفي كه بر كوفه تسلط يافته بود خود و پسرش ‹‹ حفص›› بهلاكت رسيدند.
میر؛ تو را نیز سرنوشتی چون عمر بن سعد بن ابی وقاص در انتظار است. شک نکن که در این ماجراها هرچه شود ،چه شکست بخوری و چه ظاهرا پیروز ذلیل این بازی هستی.
به خود آی و در برابر ولیت خاضع باش تا شاید هدایت شوی .
اصلا حالم خوش نیس و نوشتنم نمی آید.
ولی یه نکته بگم و خلاص
همون قدر که گرایش به ولایت برای فرزند آدم و خود آدم یک صعود آزاد فراهم کرد و می کند انحراف از ولایت نیز انسان را به سقوط آزاد وا می دارد.
وقتی آدم از بهشت اخراج شد تنها با گرایش به ولایت و اهل البیت بود که غم از او برداشته شد.
نمونه اعیان گرایش به ولایت حر بن یزید ریاحیست.
حری که در سپاه یزیدان بود در عرض چند لحضه با گرایش به ولی با یک صعود آزاد به بالاترین مقام بشریت یعنی شهادت در رکاب ولی(حسین علیه السلام ) رسید.
ولی انحراف از ولایت نیز در تاریخ بسیار داشتیم .
طلحه و زبیر شاید بهترین نمونه ها باشند.
آنها عمری در رکاب ولایت نبی بودند و در اوج بسر می بردند.ولی هنگامی که لحضه ای از ولی (علی علیه السلام ) انحراف گرفتند محکوم به سقوط آزاد شدند و خسر الدنیا و الاخره شدند.
حال بیاییم نگاهی به قرآن خدا باندازیم
أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ .(سوره عنکبوت آیه دوم)
آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ؟؟؟؟
آری برای همه مان صحنه امتحانی فراهم شده است.
زمانی برای طلحه و زبیرو زمانی برای نخست وزیر هشت ساله سالهای سخت.
میرحسین عزیز محکوم به سقوط آزادی چون از ولی انحراف گرفتی. خواهشا به خود آی اگر واقعا از روی غفلت منحرف شده ای از ولی!!!
و الا برایت طلب مرگ میکنم تا آن ناسی که ملک آنها هستی با تو محکوم به سقوط آزاد نشوند.
جهان سوم اسمیست برازنده ما
نه حضور حداکثری در انتخاباتمان برگرفته از فهم صحیح از دمکراسیست و نه اعتراضات بعد از انتخاباتمان
همه از سر شور و احساسات است.
شوری حداکثری و شعوری حداقلی
به امید رسیدن به بلوغ سیاسی
الناس علی دین ملوکهم
آری
چه زیبا فرمود که مردم پیروی رهبرانشانند.
صبح شنبه تمامی رفقای دوم خردادی ام با بنده تماس گرفتند و پیرزوی احمدی نژاد که خود در شهر و دیار خود دیده بودند را تبریک گفتند و بنده نیز به آنها حضور حداکثری مردم را مبارک باد گفتم.
ولی از آن جایی که ملوک آنها "که برای احیای قانون به عقیده آنها در حال مرگ "حاضر به تمکین قانون نشدند و با بیانیه هایشان التهاب ایجاد کردند شد آنچه شد و در حال شدن است.
اگر آقایان قاونون گرا هستند باید کاری همانند محسن رضایی کرده و اعتراض خود را در چارچوب قانون یعنی ارایه مدارک و اسناد به شورای نگهبان و درخواست پیگیری ازاین نهاد می داشتند نه آنکه با دست پس بزنند و با پا پیش بکشند و اول بگویند راهپیمایی سراسری از انقلاب تا آزادی داریم بعد بگویند نیایید و همچنین بگویند بیایید اعتراض آرام کنید و بعد دربرابر ضرب و شتم عیادی خود سکوت کنند و ده ها ضد و نقیض و تناقض گویی که از این جمع صداقت محور قانون پرست دیده شد.
خداوند همه را هدایت کند
بخصوص ملوک را که ناس به دین آنها هستند.
رای جمعه رای به اسلام و انقلاب بود

پیروزی گفتمان امام و انقلاب مبارک

چقدر برایم تعجب آور شد وقتی دیدم چه کسانی ادعای اخلاق کردند و از دروغ نالیدند و وااسفا سردادند.
برایم سوال است دروغی درباره هاله نور بدتر است یا متهم کردن و تهمت زدن به دروغگویی؟
کدام بد اخلاقی تر است؟
می آیند می گویند قبل از حکم دادگاه نمی توان کسی را محکوم کرد و بعد حدیث می خوانند که دروغ از مومن سر نخواهد زد و در مرحله بعد در غیاب رقیب او را بدون حکم دادگاهی و ... دروغ گو خطاب می کنند.
آن هم با شاهد آوردن چند شاهد مثال محدود و شبهه ناک.
برادر مگر می توان با چند بار ارتکاب عملی کسی را به آن عمل منتسب کرد؟
مثلا اگر شما چند بار به مزرعه ایی بروید وبیل بزنید مگر صفت کشاورز به شما تعلق می گیرد؟
کاش مدعیان می آمدند و منصفانه تناقض گویی های خود را در طول این مدت بررسی می کردند و ...
کدام بد اخلاقی تر و گناهش اشد است؟
تهمت یا دروغ؟
مگر حدیث نداریم حرمت المومن افضل من حرمت الکعبه؟
قطعا جواب خواهند داد دروغ گو مومن نیست پس حرمت ندارد!!!!
الله الله بالیوم الحساب
بد انتخاباتی شده است.
کلکسیون بد اخلاقی
از مسیولین ارشد نظام
از هر دو جناح.
عجیب استرس و نگرانی بر من حاکم شده.
خدا یا سکینه ای عطا کن
دل و دماغ نوشتن رجعت کرده.
فقط دعا
بیاییم فردا روزه بگیریم و نذر کنیم که خداوند بر قلوب حاکم شود و بخواهد هر چه صلاحمان است.
یا علی
وقتی که حق و باطل تنها یک لبه شمشیر با یک دیگر فاصله پیدا می کنند
آمده بودم چیز دیگری بگویم ولی سری به سایت قلم زدم
چون خودم رو آدم منصفی می دونم وظیفه دونستم این تصاویر رو قرار بدم
وقت ندارم تحلیل کنم
حرم مام رضا هستم
می خواند کتابخونه را تعطیل کنند
عمری باشه فردا
اینحا پیش آقا عجیب آرامش حکم فرماست
سلام
جدیدا به این نتیجه رسیدم که آخرت خودم را برای دنیای دیگران به باد ندهم.
فلذا سعیم بر این بود تا در حمایت از هیچ شخص و حزبی افراط نکنم و جانب احتیاط (شرعی و نه مصلحتی ) رو رعایت کنم و به اصطلاح پیاده نظام حزب و گروه و شخصی نباشم و از بالا به قضیه نگاه کنم.
ولی چند روزیست عجیب نگران اوضاع شدم. بنظرم داره یه انحراف شکل می گیره.
تصورم این بود میرحسین صاحب اراده است و شاید مثل خاتمی نیست که دیگران برایش تصمیم بگیرند.
ابتدا نیز خوب وارد کار شد.
برای مثال خط قرمزهایی که برای کسانی که می خواهند در ستادش فعالیت کنند.
دیدار نکردن با اعضا دفتر تحکیم
سخن از امام و شهدا گفتن
و ....
ولی بعد ایشان کارهایی کرد که موجب نگرانی حقیر شد.
نمی خواهم زیاده گویی کنم ولی متاسفانه ایشان صحبت هایی کرد که دوست دارم این گونه باشد که عقاید ایشان نیست.چون میر حسین را این نمی دانستم.
موضع ایشان درباره فلسطین
موضع ایشان درباره امریکای لاتین
موضع ایشان درباره نهضت آزادی
میدان دادن به مشارکتی هایی که اصلا در چهارچوب خط قرمزهایی که حضرت میر ابتدا مشخص کردند قرار ندارند.
اراجیف نگاری درباره حماس وفلسطین در روزنامه ستادی ایشان(اندیشه نو)
اوضاع ستادهای جوانانشان و فستیوالهای شادی انتخاباتی ایشان
که بنظرم می رسد که کار از دست میر انقلاب در رفته و موجب نگرانی حقیر گشت که اگر الان نتواند ایشان ستادش را کنترل کند بالطبع دولتش را نیز نمی تواند.
البته این حالتیست که من دوست دارم باشد که این مواضع آقای موسوی نباشد، بلکه اطرافیان هستن که از موقعیت ایشان سواستفاده می کنند و صدایشان را از ستاد و کلام ایشان بلند می کنند.
حالت های دیگر هم متصور است که ان شالله آنها نیست چون میر حسین هر چقد اصلاح طلب باشد یک پایبند به اصول متعهد است در منظر بنده.
پس نگران
ابتدا برای سیر انقلاب اسلامی و بعد از عاقبت میر امام و شهدا
که تاریخ بسیار بیرحم است و احساسات در آن راه ندارد.
پ ن
س ح ز شبهاتی مطرح کردند که قصد داشتم در این پست به آنها پاسخ دهم ولی رشته کلام این گونه شد.
میر حسین تو را چه شده است؟



.jpg)





بیاین درباره این بحث کنیم که به چه قیمتی باید رئیس جمهور شد و مسولیت شرعی که هر از گاهی دامن گیر کسی می شود را ادا کرد؟
و باز بر می گردیم به این سوال اساسی که هدف وسیله را توجیه می کند یا خیر؟
یکی از ضعف های دمکراسی این نیست که همه به طور مساوی یک رای دارند؟
بیاید درباره این صحبت کنیم.
دل نمی اد
شاید دور از حقیقت باشد.
جمله اول را تغیر می دهم
دلم می خواهد حداقل این باشد :
میرحسین تو را چه کرده اند؟
شهادت حضرت فاطمه زهرا ، ام ابیها رو تسلیت عرض می کنم

فردا دانشگاه الزهرا مراسم تدفین شهداست.
تونستید برید.
چندتا توصیه به رفقا
لطفا در هر نظر به یک مقوله بپردازید. چون مباحث زیاده. و از هر دری سخن گفتن یعنی به نتیجه نرسیدن
لطفا حتما رعایت اختصار رو داشته باشید.
ان بار گفتم بازم می گم وبلاگ محیطی ساندویچی است و باید توخود حدیث مفصل بخوانی از این مجمل
در آخر منتظر دعای خیرتان در این روزها و نظراتتان هستم
یا علی
سلام
خدمت محمد عرض نمایم که عدالت نیوز از من خواستن این سوالی که شما مطرح کردید و جوابش رو بگذارم
و بنده به وبلاگ شما سر نزدم تا دیگر نظرات را منعکس کنم.
(خواستم خودم رو بری الضمه کرده باشم.)
بنظرم می اد توی این مطلب نظر پرنده را بگذازم که فکر کنم .ایشون به شیوه ی که اگه اسمش رو درست بگم نوعی استفهام انکاریست سعی در تبیین عملکرد مثبت رییس جمهور مردمی و مکتبی جناب آقای دکتر احمدی نژاد دارند
پرنده برامون نوشته:
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون...
چون به مناطق محروم رسیدگی می کند.
چون فساد مالی ندارد.
چون اسراییل و هم پیمانانش از او حمایت نمی کنند.
چون به احیای گفتمان انقلاب اسلامی پرداخته است.
چون واقعا مدرک دکتری گرفته است.
چون سخنانش را با دعای فرج شروع می کند.
چون بدهی های خارجی کشور را کاهش داده است.
چون با گروه های ضد انقلاب دیدار نداشته است.
چون به مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخته است.
چون مقابل اسکتبار جهانی و هم پیمانانش ایستاده است.
چون نمی گذارد ۴۰ تن سیب زمینی مانند ۱۳۰ تن پیاز بگندد.
چون سهام عدالت را بین مردم پخش کرده است.
چون به تمامی استان های ایران سفر کرده است.

چون بنزین را سهمیه بندی کرده است.
چون سیاست خارجی عزت مند را استوار کرده است.
چون به شعارهای عوام پسند و غیرواقعی روی نیاورده است.
چون از بیت المال برای تبلیغاتش مصرف نکرده است.
چون به مخالفانش توهین و پرخاش نمی کند.
چون به دنبال پرکردن جیب خود و خانواده اش نیست.
چون مدافع حقوق مظلومان عالم است.
چون اولین نفری است که به فکر جراحی اقتصاد ایران است.
چون پایبند به گفتمان اصول گرایی است.
چون بسیار بسیار پر کار بوده است.
چون سعی در ایجاد فجایعی نظیر 18 تیر نداشته است.
چون توهین های صورت گرفته به خودش را می بخشد.
چون جلوی تفکیک دین از سیاست را سد کرد .
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون . . .
سلام
مثل اینکه محمد یه سوال از عدالت نیوز داشته که عدالت نیوز از منظر خودش خواسته به اون سوال جواب بده
سوال محمد اینچنین بوده:
عدم ثبات مدریتها رو در دولت نهم چگونه توجیه میکنید؟
بخوانبد جواب درعالم وبلاگ نویسی مبسوط عدالت نیوز را
سلام
در جواب آقای محمد که از عدم ثبات مدیریتی در دولت احمدی نژاد پرسیدند باید بگویم : دکتر وقتی قصد ورود به انتخابات را داشتند که آقایان لاریجانی و قالیباف هم در جبهه اصولگرایان بودند . آن موقع اصولگرایان به دو دسته مدرن و سنتی تقسیم شدند . دسته مدرن طرفدار دکتر و سنتی طرفدار لاریجانی بودند که در نتیجه و بررسی نهایی تصمیم بر حمایت کامل از آقای لاریجانی شد.
اینها را گفتم که بگویم دکتر به تنهایی و بدون حمایت هیچ حزب و گروهی آمدند و عده ای از دوستانشان در شهرداری و جاهای دیگر جمع شدند و ستاد مردمی تشکیل دادند و باقی ماجرا .
بعد از انتخابات هم دکتر با همان گروه کارشان را ادامه دادند و از هیچ حزبی کمک نگرفتدند . البته کسانی چون باهنر که در ابتدا مورد اعتماد بودند لیستهایی به دکتر داد و چند وزیر هم از لیست وی انتخاب شد اما بعد از ناکارامدی این افراد و خلع مسئولیت رابطه دکتر با آنها هم تیره شد.
اخلاق احمدی نژاد به صورتی است که ارزش و هدفی برای خودش تعریف کرده و این ارزشها را هم از گفتمان انقلاب و امام ره و ... گرفت که به هیچ وجه هم حاضر نیست از هدف و ارزشی که برای خودش تعریف کرده کوتاه بیاید و دلیل تغییر و تحولات زیاد کابینه به این دلیل و عدم اجرای میثاق نامه ای که قبل از ورود امضاء کردند است . البته بسیاری از مدیران هم جابه جا شدند تا با نقطه قوتی که دارند در جاهای دیگر از آنها استفاده شود.
و این رمز موفقیت یک مسئول است که وقتی کسی را که قدرت انجام کاری ندارد بدون رودربایستی کنار گذاشته و جایگزین میکند و این دلیل بر عدم ثبات نیست . بلکه نشان دهنده ثبات و قدرت بالای تصمیم گیری احمدی نژاد است و با کسی شوخی ندارد.
اما سوال من اینجاست که اگر ما در سالهای گذشته ثبات مدیریتی داشتیم و اگردر 25 سال گذشته ما مدیران قوی داشتیم چرا وضع مملکت ما آنگونه بود ؟
آقای محمد من از شما و دوستانتان میپرسم : اگر در این دولت مدیریت نبود کارهای خارق العاده ای چون سهمیه بندی بنزین ( که بزرگترین طرح الکترونیک در ایران بود ) یا انرژی هسته ای ( که از 20 عدد سانتریفیوژ به 7000 عدد رسید و عزت و اقتدار کشور به آن گره خورده بود ) یا انجام 60 سفر به تمام استانهای کشور ( که در عقل هیچ کس نمی گنجید ) یا به ثمر رساندن حدود 90 هزار طرح نیمه تمام از 19 سال پیش تا به حال بر زمین مانده و بیش از 98 هزار طرح مصوب در این دولت که در حال انجام است انجام میشد ؟؟ اگر این مدیریت و شهامت در دولتهای قبل بود حال وضع مملکت خیلی بهتر از اینها بود .
اگر خاتمی هم به جای تدارکاتچی بودنش برای بعضی آقایان کمی ثبات نظر داشت وضعش آنگونه نمیشد .
مطمئن باش اگر احمدی نژاد هم یاران خود را از باند هاشمی و اصلاحات و و حتی اصولگرایان مدعی و سهم خواه که دولت احمدی نژاد را حیاط خلوت خود میدیدند... انتخاب میکرد و آنها را هم سهمی بود ، الان این همه تخریب و تهمت و توهین نمیکردند . آن موقع همه می گفتند که احسنت بر احمدی نژاد و مدریتش و و و . چون تامین بودند و پادشاهی شان ادامه داشت . ولی احمدی نژاد این دستها را قطع کرد و این همه حرفها را پشت گوش انداخت و با حمایت رهبر عزیز و عنایات امام زمان عج به کار خود ادامه داد .
متن زیاد شد . البته بگویم سوال شما کلی بود و من برداشت خودم را نوشتم اگر سوالات را جزئی تر بفرمایید بهتر جواب میدهم . البته این را هم میدانم شما با جوابهای من و امثال من قانع نمیشوید ولی من وظیفه ام را انجام میدهم . موفق باشید.
سلام
این مطلب آخری که نظرات محمد بود با انتقادات تند چندتا از دوستان مواجه شد که بنده در این پست قصد دارم نظرات اونها رو بگذارم
امین عارفی گفته:
به نام حي سبحان
سلام
تخريب و تهمت زدن بدون سند مدرك كار آدمهاي عاجزه و نوعي گدايي راي
تخريب دولت توهين به مردم به حساب مياد. شعور سياسي مردم به حدي رسيده که فقط با اتکا به اسناد و مدارک، پذيراي ادعاهاي عنوان شده هست. و هر چه احزاب و گروههاي مخالف دولت، تخريبها و توهينهاي بدون سند و مدركشونو بيشتر کنن مردم بيشتر به سمت دكتر احمدينژاد متمايل ميشن.
عملکرد دولت نهم در طول اين سالها براي همه کاملا مشخصه، من نميدونم چرا احزاب و گروههاي مخالف فکر ميکنن که مردم عملکردهاي دولت رو نميبينن و به حرف اونها گوش ميدن؟
اونا اگر سوابقشون قابل دفاعه به جاي تخريب ديگران از عملکرداي خودشون حرف بزنن.
ما منتظر ارائه مدارك آقا محمد هستيم.
يا زهراي علي مددي
انا مجنونالحسين يا ثارالله
---------------------------------------------
عدالت نیوز هم که فکر کرده نظران محمد نظرات شخصی بنده است اولش به من توپیده .
عدالت نیوز گفته:
سلام محمد
من تو وبلاگ رها با شما آشنا شدم و دیدم دونسته و ندونسته تهمت هایی به دولت نهم میزنی که درست نیست وظیفه دونستم اگه واقعا دوست داشتی بیا سوالاتت رو تو وبلاگ من بپرس در حد توانم جواب میدم .
راستی این رو میدونستی در آمد نفتی ایران تو 8 سال جنگ 192 میلیارد دلار بوده که با پایین اومدن 400 درصدیه ارزش دلار الان میشه حدود 500 میلیارد دلار . راستی این پول چی شد ؟
------------------------------------------
عدالتخواه هم بجای اینکه مثل عدالت نبوز با آمار جواب بده گفته هرکس به شعور خودش رجوع کنه خیلی چیزهارو میفهمه
علیکم انفسکم
عدالت خواه گفته :
سلام
اولا برطبق گزارش خزانه ونه مطبوعات فله اي كل درامد نفتي ايران يكصدونودميليارد دلار بودثانيا دوستاني كه مي نويسند اينقدر ميليارددلار از لحاظ شعوري به شعورشون مراجعه كنند ميشه به خاطر چندده ميليون دلاررييس جمهور وبه راحتي تكونش داد سوال اينجاست يكصدوبيست ميليارددلار گم شده هيچكس سراغشو نميگره؟؟؟؟؟؟؟
گاهي نبايد جواب علمي به بعضي سوالات داد بايد به شعور سوال كننده خنديد ياگريه كرد انتخاب با شما
والعاقبة للمتقين
البته ناگفته نمونه که محمد منبع صحبت هاشو اورده
البته وقتی من منابع دیدم یاد ضرب المثل عمیق پارسی افتادم که
به روباهه می گند شاهدت کیه می گه دمبم
توصیه حضرت رها به دو یا چند طرف
1.سعی کنید مستند صحبت کنید
2.از اونجایی که وضعیت آمار کشور داغونه از گفتمانهای دو یا چند طرف صحبت کنید.
3.بیشتر ایجابی صحبت کنید نه سلبی
التماس دعا
یا علی

