|
کشکول
ای کاش تو مرا می کشتی...
سلام
مشهد که بودیم از پدر حسن رحیم پور (البته به قول خودش کسی که حسن رحیم پور پسرش هست ) دعوت کردیم و اومد توی جمع بچه ها و براشون سخنرانی کرد. می خوام این پست را به خلاصه ای از یکی از فرازهای سخنان ایشون اختصاص بدم. ایشون فرمودند که : می خواهم نتیجه تحقیق 5 ساله ام را ارائه کنم.البته 5 سال عرضی واگر بخواهم آن را طولی بیان کنم 20 سال خواهد شد. یعنی 5 سال تحقیقی که من انجام دادم را اگر محقق های فعلی بخواهند انجام دهند حداقل 20سال تحققشان به درازا خواهد کشید. این کلمه "مولا" به چه معناست که نبی اعظم در واقعه غدیر آن را به علی نسبت داد(من کنتم مولا فهذا علی مولا) و بعد از آن هر دو گروه تشیع و تسنن از آن برداشت هایی کرده و هر یک تاویل و معنی کرده و نتیجه گیری های خاص خود می کنند. شیعه معتقد است که مولا به معنای سلطان و سرپرست است و علت آن را هم زمانی واقعه غدیر با آیه بلغ ما انزل الیک می داند. و اهل تسنن معتقد اند که مولا به معنای محب است و علت انتساب آن توسط نبی به علی را، دلخوری مسلمانان از علی در جریان یمن و بردهای یمانی می داند. در گام اول معنای مولا را در کتب لغت اولیه صدر اسلام که خالی از هر گونه جوسازی هریک از دو گروه است مورد کنکاش قرار دادیم.برای این کار به سراغ ریشه مولا یعنی "ولی" رفتیم نتیجه آن شد که در معانی "ولی" نه از محب سخنی به میان آمده بود و نه از سلطان. "المطر بعد مطرالاول فی ربیع " اولین معنی "ولی" بود.یعنی بارانی که بعد از اولین باران بهاری می بارد. معانی دیگر ولی این گونه بود: داماد,عموزاده،پدر خانم و... درگام دوم به معانی سلطان نظر کردیم و دیدیم که آنجا هم اثری از "ولی" وجود ندارد. در گام بعد به معانی "حبب "مراجعه شد.که آنجا ودد ،صدق و .. یافت شد ولی از "ولی "خبری نبود. سپس جستجوی خود را در معانی مترادف سلطان و محب ادامه دادیم که باز به در بسته خوردیم. در گام بعدی به معنی "مطر" و مترادفات آن پرداختیم.
مطر:اولین بارانی که اول بهار می آید و موجب جوانه زدن دانه گیاهان می شود. جرجر: باران نم نم (به قول من باران انژکتوری) که مفید فایده گیاهان نیست. شرشر: بارانی که شدید است و خاک را می شوید ونابود می کند. ولی :بارانی که بعد از مطر می آید و موجب حاصلخیزی مراتع می شود.
و اینجا بود که متوجه شدیم که چرا نبی،علی را "ولی" معرفی می کند.چون قرار است علی جوانه های ایمانی که در باران اولی(نبی) سر از خاک بیرون آورده اند را به بلوغ و حاصلخیزی برساند. در گام نهایی به چرایی دیگر معانی "ولی" پرداختیم. مصنفین و مالفین لغت نامه ها با مراجعه به مکتوبات تاریخی ،کلماتی که معادل کلمه مورد نظر به کار رفته است را شناسایی کرده و آن را مترادف آن لغت در لغتنامه می آورند.
بعد از خطبه نبی اعظم در هجدهم ذی الحجه حجه الوداع ، مردم از هم می پرسیدند: من ولی؟(ولی کیست؟) و هر کس فراخور فهمش چیزی جواب می داد.کسی می گفت :ابن عمه (عموزاده اش) که منظور عموزاده نبی که علی مرتضی باشد.شخص دیگر می گفت :دامادش. کس دیگر می گفت کسی که نبی پدر خانمش است. مالف همه آنها را مترادف "ولی" لحاظ کرده و در لغتنامه اش آورده است.
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب جدا خدا را شکر. یا علی شنبه بیست و سوم آذر 1387 :: 19:23 :: نويسنده : رها سلام
جاتون خالی عید قربان تا دیروز( جمعه) مشهد بودیم ۵۰۰ نفری از بچه های دانشگاه بودیم خیلی حال داد. توی محل اسکان با بچها یه بار مافیا بازی کردیم من و مهدی سیار و سه نفر دیگه مافیا شدیم مهدی همون شب اول توسط پلیسا کشته شد. من نفر آخر بودم که کشته شدم من و مهدی باهم خیلی از ائمه را زیارت کردیم البته شاید بهتره بگم ناخواسته این اتفاقات افتاده. دیشب توی اتوبوس بچه ها شروع به مدیحه سرایی کردند. از مهدی هم خواسته شد شعری بخونه که شعر زیرو خوند و من چقدر لذت بردم مخصوصا اون بیتی که یه رنگ دیگه اش می کنم حالی دست داد التماس دعا
اين آفتاب شرقي بي کسوف را شنبه بیست و سوم آذر 1387 :: 11:29 :: نويسنده : رها سلام
خیلی از بچه ها گیر دادند که چرا مطلب جدید نمی گذاری؟ باید بگم که بدلیل مسئولیتی که جایی قبول کردم بسیاری از دغدغه های فرهنگیم اونجا ارضا می شه چون مخاطب حقیقی پیدا کردم یعنی حدود ۳۰۰۰ دانشجو رو باید ساپرت فرهنگی کنیم پس انقدر درگیر می شم که وقتی برا وبلاگ ندارم ان شالله اگه دغدغه ای حاصل شد که متناسب محیط وبلاگ باشه در خدمتم راستی مطلبی که برای محرم پارسال گذاشتم و مربوط به دعای عرفه امام حسین هست رو براتون می گذارم شاید دوباره خوندنش هم خوب باشه راستی روز عرفه روز تولد منه یا علی بعداز ظهر عرفه سال 60هجری قمری.صحرای عرفات .بر فراز جبل الرحمه
و حسین (ع) با دندان هایش بیعت می کند. آن هنگام که دشمن با سنگ به صورت مبارک ایشان زد این بیعت عمل گشت. و نیاط حجاب قلبی و آویزه پرده قلبم بعد از آن که دشمن با سنگ به صورت آقا زد امام پیراهن را بالا زدند تا خون صورت را پاک کنند .آنگاه حرمله سفیدی سینه آقا را می بیند و ... و این بیعت نیز وفا می شود. (خاک بر دهنم .رها می فهمی چی داری می گی؟!!!بی حیاگی تا چه حد؟!!!!!) و اطراف اناملی با انگشتانم شهادت می دهم . آن هنگام که حرامزاده ای عزم دزدیدن انگشتر آقا را کرد ولی انگشتر به راحتی خارج نشد و ....
ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل ابوالفضل
یکشنبه هفدهم آذر 1387 :: 16:55 :: نويسنده : رها درباره وبلاگ ![]() با درک استعدادها و شناخت نیازها و در زمینه اعتقادهایم من به مسئولیت رسیدم.مسئولیتی در برابر فقر فرهنگی و جهل و ابتذال موجود. پس آمدم ولی نه با تمام قوا... و از معبود و محبوبم می خواهم که یاریم کند آرشيو وبلاگ برترینهای کشکول از منظر رها |
|